کد خبر: ۵۱۳۲۸
تاریخ انتشار: ۱۴ دی ۱۳۹۵ - ۱۰:۲۲
* شرق
آرمان پرس lاین روزنامه حامی دولت از گسترش فقر خبر داده است: «فقر احساسی حاکم بر جامعه در ٧٠ سال اخیر بی‌سابقه است». این را حسین راغفر، اقتصاددان و عضو هیئت علمی دانشگاه الزهرا می‌گوید...

او البته از دلایل این مصرف‌گرایی هم غفلت نمی‌کند و آن را با مدیریت فاسد اقتصادی کشور بی‌ارتباط نمی‌داند. او در این گفت‌وگو تأکید می‌کند: «مصرف علاوه بر نمایش تمایز و فردیت فرد مورد استفاده قرار می‌گیرد. این مسئله نه‌تنها خود یکی از دلایل اصلی اضطراب‌های منزلتی است، بلکه به تفرد بیشتر در جامعه می‌انجامد که یکی از دلایل اتمی‌شدن جامعه است و توضیح‌گر انزوا در میان گروهی از مردم و بنابراین فقر احساسی ناشی از این انزواست».
 
راغفر ریشه به‌وجودآمدن فقر احساسی را در آنجایی جست‌وجو می‌کند که «منابع بزرگی در اختیار گروه‌های قلیلی از جامعه قرار می‌گیرد. منابع بزرگی که از جمعیت بزرگی از جامعه دریغ می‌شود». این اقتصاددان می‌گوید مردم از این شرایط به‌هیچ‌عنوان رضایت ندارند. شاهد این سخن را انتخابات سال‌های ٧٦، ٨٨، ٩٢ و ٩٤ و آرایی که مردم به صندوق‌های رأی ریختند، می‌داند. می‌گوید آرایی که در این سال‌ها داده شد، «از نوع آرایی هستند که «خواست به تغییر» را منعکس کرده؛ یعنی ما شرایط کنونی را نمی‌پذیریم. ما می‌خواهیم این وضعیت تغییر کند و علت این است که چنین تصمیمات اساسی مسئول و مسبب بسیاری از کاستی‌هاست»...

 همین الان در جامعه بررسی کنید و ببینید چه اتفاقی در کشور افتاده. برای مثال، برنامه‌های خروج از رکود؛ دراین‌باره اتفاقی که افتاده این است منابع بزرگی از بخش عمومی به جیب خودروسازها و نظام بانکی سرازیر شده، این بدان معناست که فقط «گروه قلیلی از جامعه» توانسته‌اند از منابع بزرگ استفاده کنند و بهره بگیرند و بقیه جامعه از نتایج آن بی‌بهره بوده‌اند؛ چراکه هدف «برنامه‌ریزها»، عموم و آحاد مردم نیست، بلکه حفظ منافع خودروسازها، بانک‌ها و مؤسسات دارای قدرت و نفوذ است که این سیاست‌ها برای آنها تعبیه می‌شود...  

پیش از انقلاب تاکنون هیچ‌وقت تا این میزان اختلاف طبقاتی وجود نداشته است. به‌ویژه در سال‌های اخیر وضعیت «اختلاف طبقاتی» به‌شدت بیشتر از هر زمان دیگری و در این ٧٠ سال گذشته در کشور است. به نظر می‌رسد اگر بخواهیم از این منظر نگاه کنیم، متأسفانه وضعیت فقر احساسی روزبه‌روز بدتر شده؛ به‌ویژه بعد از جنگ تحمیلی این روند افزایشی بوده. علتش هم این است که جمعیت ما دو و نیم برابر شده. افزایش جمعیت تا این میزان قابل توجه است. هیچ‌گاه ما با این جمعیت بزرگ بی‌کار در این کشور مواجه نبوده‌ایم، پیامدهای دیگر این مسئله بماند. هیچ‌وقت در این کشور و شهرها مسئله آلودگی هوا به این شکل نبوده. البته پیش از انقلاب هم چنین مسائلی وجود داشته اما نه با این شدت‌وحدت. اینها همه اثرات منفی بر زندگی دارند. ما هیچ‌وقت تا این میزان شاهد نابرابری در ساختار شهر نبوده‌ایم. فسادی که از درودیوار شهر می‌ریزد ناشی از این نابرابری‌هاست؛ فسادی که با رشوه و پرداخت‌های غیرقانونی صورت می‌گیرد.

در مناطقی از شهر می‌بینیم باغ‌ها نابود می‌شوند و برج‌ها بالا می‌روند و این نابرابری عظیمی را رقم زده. چنین مسائلی حکایت از این دارد که درواقع این نابرابری‌ها گسترده‌تر شده، فساد بیشتر شده و بنابراین باید بگوییم تبعات آن روی وضعیت کل اقتصاد و اجتماع برای جامعه و جوان‌ها، شاخص‌های بدتری را به خود دیده است. گو اینکه پیش از انقلاب، یکی از دلایل بروز انقلاب در کشور همین نابرابری‌هایی بود که پیش از انقلاب رخ داد و آن ناتوانی دولت در پاسخ‌گویی به نیازهای منطقی جوانان و جامعه بود. در آن زمان نوعی مصرف‌گرایی گسترده ایجاد شد که این امر، یکی از دلایل بروز انقلاب بود منتها متأسفانه در شرایط کنونی به‌ویژه در این یک دهه گذشته این ابعاد نابرابری‌ها و مصرف‌گرایی افراطی در جامعه شکل بی‌سابقه‌ای به خود گرفته که اینها می‌تواند نگران كننده باشد.
برچسب ها: فقر
نام:
ایمیل:
در صورت انتشار نظر به شما ایمیل زده می شود
* نظر:
چندرسانه ای
اخبار ایران
اخبار بین الملل