کد خبر: ۶۰۶۸۴
تاریخ انتشار: ۰۶ مهر ۱۳۹۶ - ۰۹:۴۹
*پوسترهایی که شکوه رژیم را به تصویر می‌کشیدند نیز برای وی جالب‌توجه بوده است. سیم‌های برق تهران را نمادی از بی‌نظمی دانسته که ممکن است هرلحظه حادثه‌آفرین باشد. وجود فروشنده‌های جوان در همه‌جا که از پست‌ترین جنس‌ها نیز در بساط آن‌ها یافت می‌شود. مد در اینجا برای دختران به عمل زیبایی بینی در کلینیک‌های شمال تهران خلاصه می‌شود و داشتن پوششی همچون ملکه‌ها برای خودنمایی.

آرمان پرس l آقای توماس فلیشی دو لا نویل، فارغ التحصیل موسسه ملی زبان ها و شرق شناس فرانسوی که در کارنامه خود سابقه همکاری با آکادمی نیروی دریایی ایالات متحده را نیز دارد، برای بار سوم و بنا به درخواست سفارت فرانسه در ایران( بنیاد نوفل لوشاتو) به ایران دعوت شد. موسسه ایران یوریکا نیز در راستای رسالت خود از ایشان برای برگزاری یک نشست تخصصی در مورد مباحث جاری فرانسه و اتحادیه اروپا دعوت به عمل آورد، که نتیجه آن نشست در موسسه موجود می باشد. آنچه باعث شگفتی است، انتشار گزارشی مغرضانه در سایت‌های فرانسوی بوده که به ارائه تصویری منفی از واقعیت‌های موجود در جامعه ایران، پرداخته است. موسسه ایران یوریکا در مقام پاسخ به گزارش مذکور، خلاصه‌ای از آن را به همراه پاسخ خود نسبت به این مورد، به شرح ذیل منتشر کرده است:

(لازم به ذکر است، بنا است این جوابیه به زبان فرانسه و در سایت‌های مذکور نیز باز نشر گردد.)

قدم زنان در شهر تهران

نگارنده: توماس فلیشی (1 شهریور 1396)

جمله آغازین این متن از بوی تند در فضای تهران به‌محض پیاده شدن سخن می‌گوید که برای وی یادآور تهرانی بینوا است که بوی نفتش به مشام می‌رسد؛ و اولین اصواتی که وی در خیابان شنیده همه نشانی از موسیقی‌های غربی داشته است. پوسترهایی که شکوه رژیم را به تصویر می‌کشیدند نیز برای وی جالب‌توجه بوده است. سیم‌های برق تهران را نمادی از بی‌نظمی دانسته که ممکن است هرلحظه حادثه‌آفرین باشد. وجود فروشنده‌های جوان در همه‌جا که از پست‌ترین جنس‌ها نیز در بساط آن‌ها یافت می‌شود. بوتیک‌هایی مملو از تل خرده‌ریزهای به‌دردنخور. جوانانی با چرخ‌دستی‌هایی مملو از اجناس چینی و نیز وجود دست‌فروشانی در گوشه خیابان که گردوی تازه به فروش می‌رسانند و نکته آنکه در هنگام خرید از آن‌ها می‌بایست مراقب موتورسوارانی که بی‌هوا از کنارت عبور می‌کنند باشی، از این گذشته وجود هندوانه‌فروشانی که با صدای بلند قیمت هندوانه را فریاد می‌کنند خالی از لطف نیست.

کاروبار نه‌چندان مساعد با فروشندگانی بسیار و خریدارانی اندک. فقری که در همه‌جا مشهود است. وی حتی از توصیف بیماران در بیمارستان سینای تهران نیز دریغ نکرده و آن‌ها را بسیار درمانده و بینوا جلوه داده است. موزه‌ی ملی ایران را نمادی از شکوه پیش از اسلام دانسته که این شکوه به معنای واقعی به تصویر کشیده نشده و تعداد اندک آثار در آن به همراه بازدیدکنندگان اندک به چشم می‌خورد.

نکته قابل‌توجه استفاده از کلمه رژیم در هر بار اشاره‌ی وی به‌جای دولت ج.ا.ا است. او مواجهه ایران با تحریم‌ها در طی دهه‌ها را عامل عدم سرمایه‌گذاری در این کشور و درنتیجه آرزوی جوانان به ترک کشور به‌ویژه به فرانسه، کره جنوبی و البته آمریکا دانسته است. البته آرزوی خروج از کشور از میزان احترام آن‌ها به تمدن خود کم نمی‌کند. اکثریت جامعه‌ایران را جمعیتی فقیر تشکیل می‌دهد که در بین آن‌ها عده‌ای شمال شهری غرب‌زده نیز یافت می‌شود. در این میان آنچه توجه وی را به خود جلب کرده روسری خانمی با نقش پرچم آمریکا است. نوع پوشش روحانیون نیز برای وی قابل‌توجه و عجیب بوده است و روحانیت را در کنار جامعه‌ای بی‌اعتقاد به نحوی عجیب و حتی شاید تمسخرآمیز به تصویر کشیده است که دخترانی با روسری‌های رنگی و ویولن از کنار آن‌ها عبور می‌کنند.

اشاره به فیلتر شبکه‌های اجتماعی همچون فیس بوک، توییتر و یوتیوب که باوجود محدودیت‌های دولت اما جوانان با فیلترشکن به‌راحتی از آن استفاده می‌کنند. از منظر وفاداران به انقلاب پیروزی روحانی ناشی از استفاده از روش‌های ناعادلانه بوده است که حتی رئیس‌جمهور از داخل کشور در حال خیانت است. حتی قدرت‌های بزرگ‌تر خواهان به حاشیه راندن رئیس‌جمهور می‌باشند؛ اما باوجود همه این‌ها آنچه مسلم است آرامشی است که در کل پایتخت حکم‌فرما است؛ اما آیا این آرامش ادامه خواهد یافت؟

علی‌رغم تبلیغات مبنی بر گسترش روابط تجاری خارجی، توسعه معلق مانده است. ایران میان دشمنی با قدرت‌هایی بزرگ که تحریم‌ها را به وی تحمیل کرده‌اند و نیز همکاری با بازرگانانی قابل‌اعتماد در همسایگی خود مردد مانده است. در دانشگاه‌ها نیز ابتکار عمل اساتید محدودشده است؛ و ایرانی‌ها در توهم به سر می‌برند. مثلاً در برخی کلاس‌ها جملاتی از این قبیل شنیده می‌شود: سرخ‌پوستان آمریکایی در آستانه شورش و براندازی دولت آمریکا هستند و یا اسرائیلی‌ها در پی مذاکره برای اشغال سرزمین خود هستند که در صورت ناکام ماندن به استرالیا پناه خواهند برد.

مد در اینجا برای دختران به عمل زیبایی بینی در کلینیک‌های شمال تهران خلاصه می‌شود و داشتن پوششی همچون ملکه‌ها برای خودنمایی، امری که شاید دوران انقلاب به آن‌ها اجازه چنین چیزی را داده است.

اتوبوس‌هایی که از تهران به قم می‌روند، همگی پر می‌روند و اگر جایی خالی مانده باشد اتوبوس با درباز به راه خود ادامه می‌دهد و در مسیر چهارراه‌ها با فریاد زدن راه مقصد شاید بتواند مسافری بیشتر را پذیرا باشد. شهرداری در ابتدای راه درختانی کاشته است اما با ادامه راه مسیری بیابانی پوشیده از دریاچه نمک به روی چشم‌ها گشوده می‌شود.

در قم این شهر مقدس، عراقی‌های شیعه در کنار محراب فاطمه معصومه بساط فروش خود را راه انداخته‌اند. آن‌ها آب‌طالبی خنک را به زائران پیش از رفتن آن‌ها به مقبره شهدا پیشنهاد می‌دهند. آیا گرایش به مذهب رو به افزایش است؟ موفقیت زیارت به سمت عراق نیز خود نمادی از علاقه ایرانیان به زیارت در مکان‌های دیگر را نشان می‌دهد.

 نسلی که در تمام مدت موبایل به دست دارند و آن‌ها را در مقایسه با دهه گذشته کم‌حرف‌تر ساخته است. شارژر موبایل ازجمله وسایلی است که به‌راحتی حتی در مترو قابل‌خرید است و این در حالی است که گاهی فروشندگان آن بیش از 6 یا 7 سال ندارند. مقامات محلی افراد را در حصری الکترونیک قرار داده‌اند و افراد در زندان چهارگوش آیفون‌ها محصورشده‌اند. در مورد تلویزیون نیز، تنها به ترویج جامعه‌ای مصرف‌کننده شامل خانواده‌ای کوچک از طبقه‌ی بالا در محیطی زیبا می‌پردازد. در این فضا حجاب تنها به دکوری رنگی میماند.

 بازار بزرگ تهران نیز تغییر کرده است و تنها مکان‌های اندکی برای نقاشی باقی‌مانده است. اسطبل‌ها به فروشگاه‌هایی با ویترین تبدیل‌شده‌اند. بازار مرکزی هنوز هم پر از زندگی است وزندگی در آن جریان دارد. در این مکان ترسی برای دزدها وجود ندارد.

در شمال شهر یکی از چیزهایی که به آن می‌بالند، موزه مربوط به جنگ ایران و عراق است. در مقابل درهای آن ماشین چهار دانشمند هسته‌ای که منفجرشده بودند قرارگرفته است. در آنجا تصویری از یک حشره غول‌پیکر نمایش داده‌شده است که نقشه ایران را می‌بلعد. در این میان آنچه از همه غریب‌تر است، راهرویی معطر مربوط به پلاک‌های مبارزان جنگ است که با نور قرمز روشن‌شده است و انتهای آن گویی که تو را به بهشت می‌برد درواقع فضایی روشن با لوستری نورانی که در انتها می‌درخشد. در اینجا شما انتظار بودن در یک موزه را داشتید درحالی‌که ایران تمام تلاش خود را انجام داده بود تا شما احساس کنید که درون یک مقبره هستید!

نامه‌های ایرانی

اقای فلیشی با احترام مقاله  شما را خواندیم. لحن همراه با غرور و نخوت شما ما را به یاد این جمله منتسکیو در کتاب نامه های ایرانی می اندازد. منتسکیو در قسمتی از کتاب نامه های ایرانی و هنگامی که شخص فرانسوی می خواهد فرد ایرانی را به دوست فرانسویش معرفی نماید آن  شخص  فرانسوی گفت: «این آقا ایرانی است» طرف با نهایت شگفتی اظهار داشت: «آقا ایرانی است، شگفتا! چطور می‌توان ایرانی بود؟» فکر کوچک آن مرد نمی‌توانست بپذیرد که غیر از فرانسویان کسان دیگری هم در گیتی هستند!!!

1-    شما در نوشتار خود بارها از عبارت رژیم استفاده کردید و مشخصا حاضر نشدید انقلاب  مردمی ایران را به رسمیت بشناسید و در ادامه و با توجه به این نگاه متکبرانه شما سعی نمودید تصویری سیاه و فلاکت زده از  کشور من ترسیم نمایید.شما بر اساس چه معیار اقتصادی به این نتیجه رسیدید که در همه جای تهران فقر مشهود است؟ آیا در شهر پاریس شما فروشنده خیابانی وجود ندارد؟ آیا وجود کشاورزی که دسترنج خود را در شهر می فروشد دال بر فقیر و بینوا بودن است؟

2-    شما نظام بهداشت و درمان  ایران را در حالی به سخره کشیدید که احساسات مردم ایران از ورود خون های آلوده به اچ آی وی  فرانسه هنوز جریحه دار است. شما نظام بهداشت و درمان  ایران را در حالی به سخره کشیدید که به اذعان بسیاری از کارشناسان  ایرانیان در حوزه درمان یکی از زبده ترین متخصصان را در اختیار دارند و  با توجه به این تخصص و مهارت بسیاری از بیماران کشورهای منطقه برای مداوا به ایران می آیند. شما نظام بهداشت و درمان  ایران را در حالی به سخره کشیدید که چشم خود را بر روی احداث بزرگترین مرکز درمانی مغز و اعصاب جهان در ایران فرو بستید.

3-    در قم این شهر مقدس، عراقی‌های شیعه در کنار محراب فاطمه معصومه بساط فروش خود را راه انداخته‌اند. آیا  این حضور نشان از مهمان نوازی ایرانیان نیست که علی رغم جنگ 8 ساله  عراق علیه این مردمان با روی باز از آنها استقبال می کند و در شرایطی که کشورشان در جنگی که جرقه های آن در کشور های غربی زده شد می سوزد برای یافتن پناهگاهی امن و یافتن کسب و کار به کشور همسایه خود آمده اند.آری ایرانیان سابقه طولانی در مهمان نوازی و نوع دوستی دارند وبه معنای واقعی کلمه این بیت از سعدی شاعر بلند آوازه ایران زمین  را سرلوحه کار خود قرار داده اند که: بنی آدم اعضای یک پیکرند که در آفرینش ز یک گوهرند چو عضوی به درد آورد روزگار دگر عضو ها را نماند قرار.....

4-    ایران برای سالها تحت سلطه دیکتاتورهایی بود که توسط قدرت های بزرگ و استعمار گر حمایت می شد و زمانی که در سال 1979 اراده نمود سرنوشت خویش را خود در دست بگیرد نه تنها از حمایت کشورهای به اصطلاح آزاد و دموکرات منش برخوردار نشد؛ بلکه با کینه توزی قدرت های به اصطلاح آزاد  از جمله فرانسه رو به رو شد. فروش موشک های هاوک و جنگنده های میراژ در زمان میتران به عراق برای  کشتن انسان های بی گناه ایران از جمله این کینه توزی ها است که متاسفانه این شرارت ها برای سرنگونی حکومت مردمی ایران از طریق جنگ اقتصادی و اعمال تحریم های ظالمانه همچنان ادامه دارد...آیا این رفتار دولت شما یاد آور رفتارهای خشن مترنیخ صدراعظم اتریش برای جلوگیری از گسترش انقلاب فرانسه در قرن 19  نمی باشد؟

5-    در آخر توجه جناب عالی را به مشاهدات شاردن سیاح فرانسوی در ایران جلب می نماییم، باشد که از این رهگذر اطلاعات شما و ایضا دولت فخیمه فرانسه در مورد ایران افزایش یابد! مبادا که تصیمیم اشتباهی گرفته نشود!!!

شاردن سیاح و گردشگر فرانسوی در سفرنامه خود از ایران نوشته است: «درباریان ایران در مشرق زمین مؤدب‌ترین و در دنیا مبادی آداب‌ترین مردمان اند. مردمان با نزاکت در میان آنها می‌توانند با مؤدب‌ترین مردمان اروپایی پهلو بزنند. رفتار و وقار ایشان به احسن وجه تلفیق شده، بسیار شیرین حرکات، جدی، با فر و شکوه، مهربان و مهمان نوازند. هنگام پیشواز با لحنی جذاب می‌گویند «صفا آوردی» یا «جای شما خالی بود» و اگر خواسته باشید به میزبان خود ابراز محبت کنید، کافی است بگویید «سر شما سلامت باشد» که معنای آن این است، خاطر شما برایم آنقدر عزیز است که اگر شما زنده باشید برایم اهمیتی ندارد چه کسی می‌میرد.

 

برچسب ها: تهران
نام:
ایمیل:
در صورت انتشار نظر به شما ایمیل زده می شود
* نظر:
چندرسانه ای
اخبار ایران
اخبار بین الملل