کد خبر: ۶۴۳۳۳
تاریخ انتشار: ۱۸ دی ۱۳۹۶ - ۱۰:۲۷
مملکت دستشان است، طلبکار هم هستند
*جماعتی هستند که در گذشته‌ای نه چندان دور، با آب و تاب مردم را ترغیب کردند که اعتمادشان را به پای دولتی بریزند که هیچ برنامه روشن و معقولی برای حل مشکلات اقتصادی و حتی توانی برای حفظ قدرت خرید مردم نداشت!/ *رضا خاتمی از سر سیری صراحتا رای اصلاح‌طلبان را تضمین روحانی اعلام کرد! او حالا بیانیه می‌دهد و ‌گریبان چاک می‌کند و دم از حق اعتراض مردم می‌زند! اعتراض به همان‌ها که خودشان تضمین کرده بودند!؟
آرمان پرس l بارها گفته‌ایم که وقت تسویه‌حساب با دولت نیست و در روزهای آشوب فتنه‌گران، در کنار دولت (به مثابه پیشانی نظام) ماندیم و در برابر جبهه ضدانقلاب و براندازها، ید واحد شدیم و دولت را تنها نگذاشتیم.

همان زمان، مصرانه حق مردم را داشتن زندگی بهتر و آرامشی شایسته یک ملت قهرمان دانستیم و در عین حال خواستار قاطعیت در برابر اراذل و اوباش بودیم.  اما آیا اینکه ما در برابر دشمن بیرونی در کنار دولت بایستیم، حقیقتی را تغییر می‌دهد؟! آیا این همدلی، باید اسباب تضییع حق مردم یا جابه‌جا شدن مقصر با قاضی و شاکی شود؟!

مشخص است که پاسخ منفی است، اما برخی که خود زمینه‌ساز فتنه و آشوبند، نجابت جریان اصیل حامی انقلاب را ندانستن تعبیر کرده و به نوعی قیاس به نفس می‌کنند!

موضوع وقتی خنده‌دار‌تر می‌شود که برخی از شدت شتاب و عجله حرف‌های گذشته خود را فراموش کنند و حتی حرف‌های 72 ساعت قبل خود را هم از یاد ببرند و ژست حق‌خواهی و حق‌طلبی بگیرند و دم از «به رسمیت شناختن حق مردم» بزنند!

داستان مضحک و تاثربرانگیز اصلاح‌طلبان در روزهای اخیر، حکایت ترحم‌برانگیز همان کسانی است که نه حریت آن را دارند که شیرینی قدرت و دنیا را ترک کنند و نه جرات دارند صادقانه شیفتگی و ‌اشتیاقشان به قدرت و پول را اعلام کنند! جماعت ترحم‌برانگیزی که شاید بهترین وصف برای آنها، وسط لحاف خوابیدن باشد! با این خیال خام که در هر حالی، بالاخره سهمی دارند و کسی نمی‌تواند دست آنها را بخواند!

آلزایمر سیاسی

اغلب فعالان اصلاح‌طلب که این روزها بیانیه می‌دهند، مصاحبه می‌کنند و هر روز شولایی تازه به تن می‌کنند و ادای منجی و راهبر و اندیشه‌ورز در می‌آورند، جماعتی هستند که در گذشته‌ای نه چندان دور، با آب و تاب مردم را ترغیب کردند که اعتمادشان را به پای دولتی بریزند که هیچ برنامه روشن و معقولی برای حل مشکلات اقتصادی و حتی توانی برای حفظ قدرت خرید مردم نداشت! آنچه می‌خوانید، نه حکایت هزار و یک شب است نه تاریخ جهانگشا و تاریخ تمدن! اینها نقبی کوتاه به زمانی نه چندان دور است. مثلا به اردیبهشت امسال و حداکثر به سال 92 یعنی همان زمانی که اصلاح‌طلبان با رقیب‌هراسی، هر دروغی را مباح دانستند و هر فضیلت نداشته‌ای را به دولت نسبت دادند تا مدتی بیشتر بر سر سفره مردم بمانند! همین چند هفته قبل بود که محمدرضا خاتمی در اوج ناراحتی و دلخوری مردم از سیاست‌های غلط اقتصادی دولت و در آستانه سرریز شدن کاسه صبر مردم بدون درک شرایط سخت معیشتی مردم، از سر سیری و کبر صراحتا رای اصلاح‌طلبان را تضمین روحانی اعلام کرد! او حالا بیانیه می‌دهد و ‌گریبان چاک می‌کند و دم از حق اعتراض مردم می‌زند! اعتراض به همان‌ها که خودشان تضمین کرده بودند!؟

این نوع حمایت‌ها را فراوان می‌توانیم در کارنامه عریضه‌نویسان این روزها پیدا کنیم، کسانی که روزی با آدرس غلط دادن به مردم، آنها را به نقطه کنونی رساندند و امروز هم طلبکارانه در جایگاه دلسوز و داور و با ژست طرفداری از مردم سخن می‌گویند و هیچ از دروغ‌هایی که گفتند و مردم را به حال و روز کنونی انداختند سخنی نمی‌گویند!

البته بعضی از آنها بامزه‌ترند! حافظه آنها به اندازه 72 ساعت هم کار نمی‌کند! مثلا در بین 16 امضا‌کننده بیانیه،3 نفر هستند که حداکثر سه روز قبل خواستار برخورد قاطع با معترضین شده بودند! آنها ناگهان سه روز بعد، ریل عوض کرده‌اند و از حق رسمی مردم(!) برای اعتراض می‌گویند، به همین راحتی!

اعتراض حق مردم است...
ترجیع‌بند امروز همه آنها یک چیز است، همان رویه نفاق‌آلودی که خود را در ظاهر حامی مردم نشان می‌دهد و در پشت پرده مسبب همه تیره‌روزی‌های مردم است و البته در همان حال ، شریک سفره و جیب مردم! فلان امضا‌کننده بیانیه، در هیئت‌مدیره فلان شرکت است و آن یکی امضا‌کننده دانشگاهی و به ظاهر متشخص(!) مقام مشاورت فلان مقام دولت را دارد و همین‌طور تا آخر! این سر سفره‌نشینی‌ها خیلی هزینه دارد و همه آن هزینه‌ها البته از جیب مردم می‌رود! اما ژست سیاسی را باید حفظ کرد تا کسی نتواند باطن ذات آقایان و بانوان را کشف کند.

مولانا در حق این جماعت گفته که «تا نشان سم اسبت گم کنند/ ترکمانا نعل را وارونه‌ زن»! اکنون آنها این نصیحت را به جان خریده‌اند و نعل وارونه می‌زنند! اعتراض را حق مردم می‌دانند، این حرف خوبی است و همه در آن متفق‌القولند اما اعتراض به چه و به که مهم است. آنها در همین گام دوم در گل می‌مانند و از پاسخ عاجز می‌شوند.

شخصی فرضی را در نظر بگیرید که در ظاهر همین سخنان زیبا درباره حق مردم و لزوم شنیدن سخن مردم را به زبان می‌آورد، اما در جلسات، از این عصبانی می‌شود که چرا معترضین سرکوب نمی‌شوند فرض کنید کسی به او ماجرای «گازانبر» و «لوله» یادآوری کند و بگوید که قبلا رئیس‌جمهور محترم در مناظره‌ها گفته که روزگار آن به سر آمده. او عصبانی‌تر می‌شود و از میدان به در می‌رود و...! این چنین شخصی (حالا اگر وجود داشته باشد البته) چه عنوانی دارد!؟ یک سال قبل رئیس ‌قوه قضائیه در واکنش به اظهارات عجیب رئیس‌جمهور مبنی بر سرکوب آزادی‌های رسانه‌ای توسط قوه قضائیه ناچار شد این خبر را بدهد که آقای رئیس‌جمهور، هر هفته خواستار بسته شدن برخی رسانه‌ها و روزنامه‌ها توسط دستگاه قضایی می‌شود ولی در پیش چشم مردم، دم از صیانت از آزادی مطبوعات می‌زند! اما به شکلی منافقانه، رقیب سیاسی عامل و باعث آن معرفی شود! درحالی‌که جریان انقلابی حرفش را درباره فضایی که اختیار آن در دست آمریکا باشد، بارها و بارها به روشنی بیان کرده و سیاسی‌بازی در حوزه امنیت و اخلاق جامعه، خیانت به مردم است.

برچسب ها: اصلاح طلبان
مطالب مرتبط
نام:
ایمیل:
در صورت انتشار نظر به شما ایمیل زده می شود
* نظر:
چندرسانه ای
اخبار بین الملل