کد خبر: ۶۶۵۹۳
تاریخ انتشار: ۲۱ اسفند ۱۳۹۶ - ۱۰:۰۰
الدیار:
افسران ارتش آمریکا در نتیجه مذاکرات و برخوردهای ‏خود با ولی عهد سعودی، محمد بن سلمان، به این ‏نتیجه رسیدند که مسئولیتهای واگذار شده به وی ‏سنگین است و او قادر به انجام تمام آنها نیست.

آرمان پرس الدیار چاپ لبنان نوشت: افسران ارتش آمریکا در نتیجه مذاکرات و برخوردهای ‏خود با ولی عهد سعودی، محمد بن سلمان، به این ‏نتیجه رسیدند که مسئولیتهای واگذار شده به وی ‏سنگین است و او قادر به انجام تمام آنها نیست.

به گزارش «انتخاب»، این روزنامه عرب زبان ادامه داد: ‏اولین نکته در این رابطه آن است که بن سلمان در ‏دانشگاه ثبت نام کرده اما تحصیلات دانشگاهی اش را ‏ادامه نداده است، از این رو، تخصصی ندارد، بلکه ‏تنها در زمانی که پدرش حاکم ریاض بود، اطلاعات کمی ‏در مورد معاملات اداری به دست آورد.

با این وجود، ‏ملک سلمان پس از رسیدن به پادشاهی سه مسئولیت بزرگ ‏را به فرزندش واگذار کرد:‏

1-وزارت دفاعِ بزرگترین ارتش منطقه، که سالیانه ‏حدود 400 میلیارد دلار سلاح خریداری می کند، مبلغی ‏که از خریدهای نظامی اسرائیل، سوریه، عراق، ایران، ‏مصر، اسپانیا و ایتالیا نیز بیشتر است، این در ‏حالی است که بن سلمان هیچ اطلاع نظامی در خصوص ‏اداره ستاد ارتش ندارد و چنین شخصیتی به فرماندهی ‏ارتش سعودی با تمام امکانات سلاحهای زمینی و هوایی ‏و موشکی رسیده است!‏

2-ریاست شرکت آرامکو، بزرگترین شرکت نفتی در جهان ‏با تولید 11 میلیون بشکه نفت.‏

3-فرماندهی دیوان پادشاهی که تمام تصمیمهای مربوط ‏به اداره مملکت سعودی از آنجا صادر می شود؛ ‏مسئولیتی که نیاز به حداقل 25 سال تجربه دارد؛ در ‏حالی که بن سلمان تنها 32 سال سن داشته و هیچگونه ‏تجربه ای در زمینه اداره امور کشور بویژه در زمینه ‏نفت، دفاع و روابط بین المللی و درگیریهای منطقه ‏ای، از افغانستان، ایران، پاکستان، ترکیه، عراق، ‏سوریه، لبنان، اسرائیل و مصر گرفته ، تا دولتهای ‏مغرب و الجزایر، ندارد، علاوه بر ضعف او در روابط ‏اروپایی و نا آگاهی از مبادی اصلی اتحادیه اروپا.‏

هنگامی که بن سلمان علیه یمن تحت عنوان «طوفان ‏قاطعیت» اعلان جنگ کرد، افسران آمریکایی که در ‏فرماندهی ارتش سعودی شراکت داشتند، از ولی عهد ‏سعودی خواستند جنگی فراگیر به راه نیندازد؛ چرا که ‏مساحت یمن و ترکیب جمعیتی آن ورود 150هزار افسر و ‏سرباز به همراه دو هزار تانک، 4هزار توپخانه و ‏استفاده از 250هواپیمای جنگنده از نوع اف 15 را می ‏طلبد.‏

اما بن سلمان این توصیه آمریکایی ها را نپذیرفته و ‏با 200جنگنده وارد جنگ یمن شده و 6هزار سرباز را ‏به صنعاء فرستاد که توسط حوثیها محاصره شده و شکست ‏خوردند. رئیس ستاد ارتش سعودی که به تازگی برکنار ‏شد، شجاعت لازم را نداشت تا به وزیر دفاع بگوید ‏اینگونه وارد شدن ما به یمن، به منزله خودکشی است. ‏به همین دلیل برکنار و مسئولیت شکست در جنگ یمن ‏متوجه او شد. در واقع هیچ یک از افسران سعودی ‏کارآزموگی لازم برای ورود به جنگ را ندارند؛ چرا که ‏ارتش سعودی در تاریخ خود در هیچ نبردی مشارکت ‏نداشته و تنها به مانورهای نظامی بسنده کرده بود. ‏فرمانده ارتش عربستان از هیچ تجربه ای در این ‏زمینه بهره مند نبوده و تنها برای راضی نگه داشتن ‏جناح هایی خاص در خاندان سعودی به این منصب رسیده ‏بود.‏

پس از پایان اولین مرحله از جنگ یمن و شکست ارتش ‏سعودی و اماراتی، عربستان به جوانان مزدور یمنی ‏متوسل شده و با پرداخت حقوق 4هزار دلاری، در ‏میدانهای جنگ از آنها استفاده کرد؛ اما این افراد ‏چیزی از استراتژی جنگ در دره ها و کوه ها نمی ‏دانستند، از این رو شکست سختی خوردند و دلیل این ‏شکست را ایران دانستند! با اینکه سلاحهای ‏ساده ای به حوثی ها داده شده که قابل مقایسه با ‏حجم سلاحهای ارتش سعودی نیستند. به این ترتیب، ‏عربستان در جنگ یمن شکست خورد و به همراه دولت ‏امارات در ورطه ای گرفتار شد و تنها راه حل در ‏برابر خود را تقسیم یمن به دو قسمت شمال و جنوب ‏یافت، که حوثی ها در جنوب قرار گرفتند و سعودی ها ‏و اماراتی ها گمان کردند می توانند در شمال یمن از ‏حوثی ها در امان باشند!‏

بن سلمان 841 میلیارد دلار از درآمد شرکت آرامکو را ‏بیرون کشیده و چک هایی به ارزش 450 میلیون دلار به ‏آمریکا، ترکیه و مصر پرداخت کرد تا بدین وسیله در ‏برابر ایران بایستد. اکنون عربستان به زعم خود در ‏حال مبارزه با ایران است.

پس از آنکه ولی عهد سعودی محاصره علیه قطر را اعلام ‏کرد، یک ژنرال آمریکایی با اعلام این مطلب که قطر ‏مرکز فرماندهی ارتش آمریکا در خلیج فارس است، از ‏سعودیها خواست این تحریم و محاصره را لغو کنند؛ ‏اما بن سلمان با بیان اینکه قطر روابط تجاری و ‏اطلاعاتی نزدیکی با ایران دارد، با لغو تحریمها ‏موافقت نکرد. بدنبال این تحریمها، قطر که 15درصد ‏از مواد غذایی خود را از عربستان و اروپا تامین می ‏کرد، به ناچار 85درصد از مواد غذایی و دیگر ‏نیازهای خود را از ایران وارد کرد و ارتباط بهتری ‏با این کشور برقرار کرد؛ اما این روابط در چارچوبی ‏مشخص باقی ماند.‏

در زمینه کاردانی و تدبیر سیاسی، ولی عهد سعودی ‏محمد بن سلمان با ناآگاهی از ترکیب سیاسی لبنان، ‏سعد حریری را احضار کرده و او را مجبور به استعفا ‏کرد، اقدامی که مخالف با استراتژی آمریکا، روسیه و ‏فرانسه در مورد حفظ استقرار لبنان بود؛ پس رئیس ‏جمهور روسیه، آمریکا و فرانسه در مقابل بن سلمان ‏ایستادند و ولی عهد سعودی بار دیگر شکست سختی ‏خورد.‏

عربستان در شرایط خطرناکی قرار دارد و همه دولتهای ‏بزرگ، از جمله آمریکا، فرانسه و روسیه آینده سیاسی ‏و نظامی آن را مدّ نظر داشته و در خصوص فشار بر بن ‏سلمان برای حفظ استقرار بزرگترین ثروت نفتی جهان و ‏عدم تقسیم آن در نتیجه سیاستهای ولی عهد سعودی، ‏بویژه بدنبال بازداشت شاهزاده ها و مصادره اموال ‏انها، با یکدیگر اتفاق نظر دارند. اقدامات بن ‏سلمان در مورد گرفتن 541 میلیارد دلار از شاهزاده ‏ها و تاجران سعودی، نگرانی های زیادی را در بین ‏سران دولتهای بزرگ برانگیخت و عنوان مبارزه با ‏فساد را دروغی بزرگ دانستند؛ چرا که شاهزاده های ‏سعودی نه مرتکب دزدی شده بودند و نه فساد مالی ‏داشتند.‏

در این شرایط، در صورتی که ایالات متحده به همراه ‏فرانسه برای نجات عربستان سعودی اقدامی نکنند، ‏محمد بن سلمان عربستان را به سمت نابودی و فروپاشی ‏می کشاند، بویژه با بروز اختلافات شدید در داخل ‏خاندان پادشاهی که علت اصلی آن اقدامات خودکامه ‏ولی عهد سعودی است. ‏

این دورنمایی است از وضعیت مملکت عربی سعودی تحت ‏حکومت بن سلمان .

برچسب ها: عربستان
مطالب مرتبط
نام:
ایمیل:
در صورت انتشار نظر به شما ایمیل زده می شود
* نظر:
چندرسانه ای
اخبار بین الملل