کد خبر: ۶۸۱۴۹
تاریخ انتشار: ۱۸ ارديبهشت ۱۳۹۷ - ۱۱:۱۰
یک از اولین و مهم‌ترین اهداف جمهوری اسلامی است
*در طرح پرینس ایجاد شبکه اطلاعاتی خصوصی با مقیاسی جهانی که به‌صورت انحصاری و با دور زدن نهادهای اطلاعاتی رسمی،تنها با رئیس‌جمهور در ارتباط باشد،پیشنهاد شده؛ مطرح کننده این پیشنهاد‌ها کسی نیست جز اریک پرینس-بنیان گزار شرکت امنیتی بلک واتر که از کمک الیور نورث،از شخصیت‌های کلیدی رسوایی ایران-کنترا، بهره برد/ *در این طرح قرار است از مأموران این سازمان برای ربایش و بازجویی مخفیانه از افراد و نیز برای ایجاد کمپین‌های پروپاگاندا در خاورمیانه و اروپا علیه اسلام افراطی و ایران استفاده شود «...»

آرمان پرس l  تقریباً از همان روزهای آغازین بر سر کار آمدن دونالد ترامپ به‌عنوان رئیس‌جمهور امریکا نگرانی‌ها در میان صاحب‌نظران و نیز کارکنان ارشد بسیاری از نهادهای دولتی درباره نحوه اداره آن‌ها توسط رئیس‌جمهور جدید، شروع شد.

این نگرانی‌ها به‌ویژه در وزارت امورخارجه به‌عنوان بازوی اصلی دولت در امر پیشبرد سیاست خارجی نمود و بروز بیشتری داشت. اولین نشانه‌هایی که ثابت کرد که این نگرانی‌ها چندان بی‌دلیل نیز نبوده است زمزمه‌های مطرح‌شده در ابتدای کار دولت در رابطه با افزایش 54 میلیارد دلاری برنامه‌های دفاعی و هم‌زمان کاهش بودجه نهادهای دیگر ازجمله وزارت امورخارجه بود.

درنهایت اما باوجود تمامی این نگرانی‌ها لایحه پیشنهادی بودجه سال 2018 با همان برآوردها تقدیم کنگره شد. در لایحه بودجه سال 2018 همان‌طور که پیش‌بینی می‌شد بودجه وزارت دفاع 9 درصد (52 میلیارد دلار) داشت و تقریباً بودجه سایر نهادها کاهش داشت که در این میان بودجه وزارت امورخارجه پس از آژانس حفاظت از محیط‌زیست[1]، با بیشترین کاهش (29 درصد) روبرو شد. بدین ترتیب درستی پیش‌بینی‌های ناظران در مورد تمرکز و گرایش بیشتر ترامپ بر امور نظامی و به حاشیه راندن دیپلماسی با این بودجه‌بندی آشکار شد.

کادر حرفه‌ای و باسابقه وزارت امورخارجه و در رأس آن‌ها شخص رکس تیلرسون همواره و از ابتدای آغاز به کار این دولت نسبت به در حاشیه قرار  گرفتن وزارت امورخارجه هشدار داده بودند. در حال حاضر و بدون در نظر گرفتن بحث بودجه، یکی از معضلات جدی که دستگاه سیاست خارجی امریکا با آن روبرو است روند خروج نیروهای ارشد و کارکشته از این وزارتخانه است. بنا به گزارش‌ها تاکنون چیزی در حدود 60 درصد از این نیروها به دلیل اختلاف‌نظر جدی با دولت و شخص ترامپ از وزارت خارجه رفته‌اند که تازه‌ترین آن‌ها استعفای سفیر امریکا در پاناما پس از اظهارات توهین‌آمیز ترامپ نسبت به برخی کشورها بود. از سوی دیگر روند جذب نیرو در وزارت امورخارجه هم با مشکلات عدیده‌ای روبروست. درخواست‌ها برای پیوست به این نهاد به نصف کاهش‌یافته است.

مسئله دیگری که نشان‌دهنده اختلاف میان رئیس‌جمهور و وزارت امورخارجه و رئیس آن رکس تیلرسون است، عدم حضور وی در برخی از جلسات مهم مشورتی و تصمیم‌گیری در کاخ سفید است که تقریباً از زمان شروع به کار دولت آغازشده است. از همان ابتدا عدم حضور تیلرسون در ملاقات‌های مهمی مانند ملاقات ترامپ با جاستین ترودو، نخست‌وزیر کانادا، شینزو آبه، نخست‌وزیر ژاپن و بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی آشکارکننده این حقیقت بود که ترامپ اعتقاد چندانی به وزارت خارجه نداشته و تلاش دارد تا شخصاً و صرفاً با کمک حلقه کوچک اطرافیانش که متشکل از افرادی نظیر جرد کوشنر، داماد وی است، سیاست خارجی را جهت‌دهی نماید.

همچنین وزارت امورخارجه از امور مهمی مانند تصمیم‌گیری برای فرمان اجرایی «منع ورود»[2] که چند کشور مسلمان ازجمله ایران را هدف قرار داده بود هرگز مورد مشورت قرار نگرفت.

یکی دیگر از مسائل بغرنجی که وزارت امورخارجه با آن روبرو است وجود پست‌های خالی است که می‌تواند به‌راحتی خلأ مشورت و حتی تصمیم‌گیری ایجاد نماید، اما بااین‌وجود ترامپ به‌هیچ‌عنوان نگرانی در این زمینه از خود بروز نداده و حتی در مصاحبه‌ای تلویزیونی با شبکه محبوبش، فاکس نیوز، اعلام کرد: «ما نیاز به این همه کارمند نداریم. من یک تاجرم و به شما و مردم میگویم که وقتی نیازی برای پر کردن پست‌ها نیست آن‌ها را پر نکنید. به این میگویند مدیریت هزینه‌ها. در ضمن افرادی هم در این وزارتخانه وجود دارند که من از آن‌ها راضی نیستم.» وی همچنین در ادامه با اشاره به نقش خود در تصمیم‌گیری‌های مرتبط با سیاست خارجی گفت: «تنها کسی که اهمیت دارد خود من هستم.»

این‌گونه مواضع و رفتارها اما از جانب نیروهای ارشد سابق وزارت خارجه بی‌پاسخ نماند و هرکدام کم‌وبیش به تضعیف این نهاد بسیار مهم واکنش نشان دادند. برای نمونه وندی شرمن، معاون سابق وزیر خارجه در امور سیاسی در دوره ریاست جمهوری باراک اوباما در واکنشی تند اظهار داشت: «صادقانه بگویم، این دولت آشکارا در حال نابود کردن وزارت امورخارجه و بی‌ارزش کردن دیپلماسی به‌عنوان عنصری مهم در جهان امروز است.»

اما شاید جالب‌توجه‌ترین نکته در این میان اظهارات تیلرسون در گفتگو با کاندولیزا رایس، وزیر اسبق امورخارجه باشد که طی آن به‌ضرورت هماهنگ کردن خود و وزارتخانه تحت امرش با صحبت‌ها و تصمیمات خلق‌الساعه ترامپ اشاره‌کرده و می‌گوید: «چالشی که ما با آن روبرو هستیم این است که از رئیس‌جمهور عقب نمانیم. من حتی یک حساب توییتر ندارم که با آن بتوانم توییت های او را دنبال کنم، به همین خاطر کارکنانم می‌بایست آن‌ها را پرینت کرده و به دست من برسانند.»

رابطه ترامپ و نهادهای اطلاعاتی نیز از رابطه وی با سایر نهادهای حکومتی الگو می‌گیرد. بدین معنی که عدم باور ترامپ به بدنه کارشناسی این نهادها باعث شده است تا خود راسا ارزیابی‌های آنان را به چالش کشیده و علناً در درستی آن‌ها تشکیک نماید. برای نمونه ترامپ در مصاحبه خود با خبرنگاران پس از اجلاسی بین‌المللی در ویتنام گفت: «من با پوتین قضیه را مطرح کردم و او گفت که روسیه دخالتی در انتخابات امریکا نداشته است. او هر بار من را می‌بیند همین را می‌گوید و من کاملاً حرف او را باور می‌کنم. او راست می‌گوید

این سخنان ازآن‌جهت اهمیت مضاعف پیدا می‌کند که بدانیم در ژانویه سال 2017 ارزیابی اطلاعاتی اف بی آی، سیا و ان اس ای[3] آشکارا از این حکایت داشت که نه‌تنها روسیه در روند انتخابات دخالت داشته است بلکه شخص پوتین پشت آن قرار داشته است؛ «ارزیابی ما بر این قرار دارد که رئیس‌جمهور روسیه، ولادیمیر پوتین در سال 2016 دستور ایجاد پویشی برای تأثیرگذاری بر انتخابات ریاست جمهوری امریکا را داده است. هدف روسیه از این اقدام، تضعیف اعتماد عمومی به روندهای دموکراتیک در امریکا، بدنام کردن خانم کلینتون و کاهش احتمال انتخاب وی به‌عنوان رئیس‌جمهور بوده است. ارزیابی‌های عمیق‌تر ما نشان‌دهنده این امر است که پوتین و دولت روسیه تمایلی صریح برای به ریاست جمهوری رسیدن رئیس‌جمهور منتخب، ترامپ داشته‌انددر واکنش اما ترامپ نه‌تنها این گزارش‌ها را غیرواقعی توصیف می‌کند بلکه با عباراتی نه‌چندان شایسته روسای سابق نهادهای اطلاعاتی را مورد خطاب قرار داده و آشکارا اعلام می‌کند که نظرات آن‌ها در برابر حرف پوتین ارزشی ندارد؛ « در یک‌طرف این‌ها (جان برنان، جیمز کلپر و جیمز کومی روسای سه نهاد مهم امنیتی) قرار دارند و در طرف دیگر رئیس‌جمهور پوتین که قویاً می‌گوید این کار را نکرده است.»

البته عدم اطمینان ترامپ به نهادهای اطلاعاتی کشورش تنها محدود به انتخابات اخیر نبوده و وی هرازگاهی اشتباهات آن‌ها را به رخشان می‌کشد. ازجمله وی گزارش‌ها در مورد دخالت روسیه در انتخابات امریکا را با گزارش‌ها اشتباه این نهادها در رابطه با سلاح‌های کشتارجمعی صدام که درنهایت منجر به لشکرکشی امریکا به عراق شد مقایسه کرده و آن را یک فریب می‌داند. درجایی دیگر نیز وی عناصر اطلاعاتی امریکایی را به دلیل درز اطلاعات در مورد وی با نازی‌ها مقایسه کرد.

اما این نوع رفتار ترامپ با جامعه اطلاعاتی امریکا و طرز فکر وی درباره آن‌ها چه تبعاتی را می‌تواند به دنبال داشته باشد؟ تبعات منفی را می‌توان به‌صورت زیر دسته‌بندی کرد:

- رد مکرر دخالت یک کشور متخاصم در روند انتخابات می‌تواند باعث دست‌کم گرفتن چنین دخالت‌هایی از سوی مقامات فدرال و محلی شده و آن‌ها زمان و منابع لازم را برای حفاظت از سیستم‌های انتخاباتی در انتخابات‌های آینده اختصاص ندهند.

- عدم پذیرش ارزیابی‌های اطلاعاتی می‌تواند باعث مشکلات بیشتر در زمینه ارتباط امریکا با متحدانش، به‌ویژه آن دسته از آن‌ها که با امریکا موافقت‌نامه‌های اطلاعاتی امضا کرده‌اند، شود و آن به این دلیل است که اساس همکاری و به اشتراک گزاری اطلاعات بر اعتماد است و اگر شرکای امریکا اعتماد خود را به این کشور از دست بدهند تبعا همکاری‌های خود در این زمینه‌ها را به حداقل خواهند رساند.

چنین شرایطی و وجود این دیدگاه منفی ترامپ نسبت به سیستم اطلاعاتی امریکا فضا را برای مطرح‌شدن پیشنهادی با محوریت ایجاد یک سازمان اطلاعاتی/جاسوسی خصوصی آماده نموده است. مطرح کننده این پیشنهاد‌ها کسی نیست جز اریک پرینس[4] بنیان گزار شرکت امنیتی بلک واتر[5] که از کمک یکی از مقامات بازنشسته سیا به همراه الیور نورث[6]، یکی از شخصیت‌های کلیدی رسوایی ایران-کنترا، بهره می‌برد.

در طرح پرینس ایجاد شبکه اطلاعاتی خصوصی با مقیاسی جهانی که  به‌صورت انحصاری و مستقیم و با دور زدن نهادهای اطلاعاتی رسمی، تنها با رئیس سازمان سیا، مایک پومپئو و رئیس‌جمهور در ارتباط باشد، پیشنهادشده است.

در توضیح این طرح و برای مجاب کردن ترامپ این‌طور بیان‌شده است که یکی از اهداف اصلی این سازمان مقابله با دشمنان نفوذ کرده در جامعه اطلاعاتی[7] ،که قصد تخریب و تضعیف ریاست جمهوری دونالد ترامپ را دارند، می‌باشد.

ناظران اما دلایل اصلی ایجاد چنین سازمانی را فراهم نمودن توجیهات لازم برای برنامه‌های سیاسی دولت و عدم اطمینان رئیس‌جمهور و نیز مایک پومپئو به بروکراسی و سلسله‌مراتب سیا می‌دانند. نکته جالب‌توجه در این میان این است که حتی پیش از انعقاد هرگونه قرارداد برای ایجاد چنین سازمانی برخی شخصیت‌های مرتبط با پرینس به‌صورت مخفیانه با حامیان مالی ترامپ دیدار کرده و از آن‌ها برای تأمین هزینه‌های ایجاد این سازمان گفتگو کرده‌اند.

در مقیاس جهانی یکی از اهداف این سازمان انجام عملیات‌های اطلاعاتی در کشورهای نظیر ایران و کره شمالی است که مأموران اطلاعاتی امریکایی توانایی و اجازه حضور آشکار در آن‌ها را ندارند. همچنین طبق پیش‌بینی‌های انجام‌گرفته در این طرح قرار است که از مأموران این سازمان برای ربایش و بازجویی مخفیانه از افراد مظنون به حملات تروریستی و نیز برای ایجاد کمپین‌های پروپاگاندا در خاورمیانه و اروپا علیه اسلام افراطی و ایران استفاده شود. همچنین بر اساس گزارش‌ها شخص پومپئو از این طرح استقبال کرده و تمام تلاش خود برای لابی برای موافقت کاخ سفید با آن‌ را به کار بسته است.

لازم به ذکر است که یکی از مهم‌ترین مشخصه‌های این طرح توانایی برخورداری از عوامل اطلاعات است که به دلیل عدم ارتباط سازمانی مستقیم با دولت امریکا، در صورت افشای هویتشان به‌راحتی می‌توان آن‌ها را انکار کرد. پرینس در این زمینه بسیار خبره بوده و شبکه  کاملی از جاسوسان و افراد اطلاعاتی را در سراسر جهان ازجمله در عربستان، امارات، مصر و حتی رژیم صهیونیستی در اختیار خود دارد.

با ذکر مسائلی که گفته شد به‌راحتی می‌توان دریافت که دونالد ترامپ و حلقه نزدیک مشاورانش به‌درستی دریافته‌اند که بدنه حاکمیتی ایالات‌متحده چندان با تصمیمات بعضاً ناگهانی و تا حدود زیادی بدیع هماهنگی و همراهی ندارد. برای نمونه در مورد تصمیمات اتخاذشده در رابطه با جمهوری اسلامی ایران مانند منع سفر ایرانیان به امریکا و یا مهم‌تر از آن مسئله برجام و تمدید یا عدم تمدید تعلیق تحریم‌ها بدنه کارشناسی دولت عموماً با تصمیمات اتخاذشده (به‌جز مورد تمدید تعلیق تحریم‌ها) مخالف بوده و آن‌ها را در راستای منافع امریکا ارزیابی نمی‌کرده است. در چنین شرایطی ترامپ و مشاورانش برای خلاصی و در امان بودن ازآنچه بعضاً بروکراسی دست و پاگیر اداری می‌خوانند به دنبال این هستند که آن را دور زده و برنامه‌های دولت خود را به‌طور مستقیم به مرحله اجرا بگذارند.

بدین ترتیب  می‌توان این انتظار را داشت که یکی از اولین و مهم‌ترین اهداف سیاست‌های مستقیم ترامپ به‌ویژه در بخش اطلاعاتی و خصوصی‌سازی آن جمهوری اسلامی ایران باشد. در حقیقت دولت ترامپ می‌تواند با استفاده از افرادی نظیر اریک پرینس و الیور نورث به ایجاد و یا فعال کردن شبکه‌ای از جاسوسان در داخل کشور مبادرت ورزیده و در مواقع لزوم از آن‌ها حتی در سطح عملیاتی استفاده نماید. لازم به ذکر است که فعالیت افراد ایرانی-امریکایی نیز می‌تواند در پیشبرد اهداف بلندمدت امریکا و به‌ویژه دولت ترامپ مؤثر باشد. ازجمله چنین افرادی می‌توان به فردی با نام ماکان دل‌رحیم اشاره کرد که در حال حاضر به‌عنوان دستیار دادستان کل ایالات‌متحده آمریکا برای بخش ضد تراست[8] فعالیت می‌نماید. وی که متولد ایران است پس از انقلاب و در سن ده‌سالگی به همراه خانواده از ایران خارج‌شده و به امریکا مهاجرت نمود.

یوریکا - گروه تخصصی ایالات متحده آمریکا



[1] Environtal protection Agency

[2] Travel ban

[3] NSA (National Security Agency)

[4] Erik Prince

[5] Blackwater

[6] Oliver North

[7] Intelligence Community

[8] United States Assistant Attorney General for the Antitrust Division

نام:
ایمیل:
در صورت انتشار نظر به شما ایمیل زده می شود
* نظر:
چندرسانه ای
اخبار ایران
اخبار بین الملل