کد خبر: ۶۸۷۹۱
تاریخ انتشار: ۰۷ خرداد ۱۳۹۷ - ۱۱:۳۷
سید کاظم صادقی ؛

آرمان پرس l  دو امارات ابوظبی و دبی قدرتمندترین امارت‌ها از هفت امارتِ کشور «امارات عربی متحده» هستند که رقابت و اختلاف عنصر پایدار رابطه آنها بوده است.

هرچند این دو امارت در ۱۹۷۱ از حامیان اصلی تشکیل دولت اتحادی با پنج امارت (شارجه، عجمان، راس الخیمه، ام القوین و فجیره) دیگر بودند اما به مرور تضاد میان این دو امارت آغاز شد.

دبی به تجارت و سیاست‌های اقتصادی بدون دخالت دولت اعتقاد دارد و در مقابل ابوظبی به دلیل ماهیت رانتی و تکیه بر درآمدهای انرژی تمایل به دخالت در امور مختلف و تبع آن به دنبال سیطره بر کل اتحادیه از طریق توزیع سوبسید و وابسته کردن دیگر امارت ها دنبال تسلط کامل بر اتحادیه است که همین رویه منجر به این شد تا سال ۱۹۹۶ امارت ها حاضر به پذیرش قوانین اتحادیه نباشند و حتی دبی حاضر به ادغام نیروهای نظامی خود در نیروهای فدرال نبود.

هر چند دبی دارای توانایی رقابت با ابوظبی نبود اما موفقیت‌های این امارت در پی طرح ها و ایده های موفق در زمینه تبدیل این شهر به منطقه آزاد تجاری و استفاده از فرصت های ناشی از فرار سرمایه های خاورمیانه درپی جنگ داخلی در لبنان و حمله عراق به کویت توازن این رقابت به سود دبی چرخید اما بحران اقتصادی ۲۰۰۸ که اثرات آن به فاصله کمی در اقتصاد دبی هم مشاهده شد ، منجر به این شد که ابوظبی بار دیگر دست بالا را در رابطه با دبی در اختیار بگیرد به طوری که ابوظبی با کمک مالی خود ناجی دبی در بحران اقتصادی مذکور شد. 

طی سال‌های اخیر با بیماری «خلیفه بن زاید آل نهیان» حاکم ابوظبی، برادر وی محمد بن زاید زمام امور را به دست گرفته که وی رقابتی نانوشته با محمد بن راشد دارد و با وجود شوآف‌ها برای پنهان کردن این دشمنی و حسادت، آثار و نمودهای آن به ویژه در سال های اخیر پدیدار شده است.

همانطور که گفته شد، بخش مهمی از این اختلاف به دلیل ماهوی است چراکه دبی از زمان‌های گذشته براساس رویکرد تجارت محور در اداره امور به دنبال حفظ رابطه خوب با همسایگان و پرهیز از ماجراجویی های امنیتی-سیاسی در راستای جذب سرمایه‌ها، سیاست خود را بنا نموده است در حالی که ابوظبی به دلیل رانتی بودن منابع درآمدی، نوعا به سیاست خارجی و داخلی مبتنی بر قدرت‌نمائی و پرستیژی علاقه دارد. همین تفاوت در سیاست های کلان زمینه سرریز اختلافات در داخل فضای سیاسی امارات را فراهم آورده است. 

پس از بحران اقتصادی سال ۲۰۰۸ که دامنه آن وارد اقتصاد دبی شد، ابوظبی با ارائه کمک‌های مالی زمینه گسترش نفوذ خود در دبی را فراهم کرده و عملا دبی هرچند از نظر اقتصادی موفق بوده اما قدرت سیاسی خود را از دست داده و زیر سایه ابوظبی قرار گرفته است. محمد بن راشد که مورد تمجید رسانه‌های خارجی قرار دارد در خانواده آل مکتوم به دلیل اینکه نتوانسته استقلال همیشگی دبی را حفظ و صاینت نماید، با انتقادات جدی روبه‌رو است. 

هر چند محمد بن راشد برای مقابله با اقدامات محمد بن زاید برای توسعه نفوذش در دبی اقداماتی انجام داده که مهمترین آن برکناری ضاحی خلفان نایب رئیس پلیس دبی است که بر اساس گزارش‌ها مهره محمد بن زاید در ساختار امنیتی دبی بود و احساس خطر از این مسئله منجر به کنار گذاشته شدن وی توسط محمد بن راشد از دستگاه امنیتی دبی شد.

با این حال هنوز افرادی چون انور قرقاش** که وزیر مشاور دولت در امور خارجی هستند که عملا مسئول اجرای دستورات محمد بن زاید و برادرش عبدالله بن زاید است، همچنان از نمودهای نفوذ بن زایدها در دیوان بن راشد است.

در مطلب بعدی به این مسئله خواهیم پرداخت که اقدامات ماجراجویانه محمد بن زاید درخصوص قطر چگونه موج جدیدی از اختلافات را میان دبی و ابوظبی برانگیخته است که این اختلافات به طور غیرمستقیم به رسانه ها هم کشیده شده است.

ابوظبی در حال نابودی دبی است


** : انور قرقاش یکی از دیپلمات‌های اماراتی است که با عنوان سمت مشاور در امور خارجی درحال اجرای مسئولیت‌های محوله از سوی محمد بن زاید است و با پیام‌های توئیتری خط رسانه‌ای لازم را به متحدان و رسانه‌های عربی وابسته به امارات می‌دهد. این منصب، در سیستم سهمیه‌بندی پست‌های سیاسی و اجرایی امارات متعلق به دبی است اما عملا توسط محمد بن زاید هدایت می‌شود.

برچسب ها: ابوظبی
نام:
ایمیل:
در صورت انتشار نظر به شما ایمیل زده می شود
* نظر:
چندرسانه ای
اخبار ایران
اخبار بین الملل