کد خبر: ۶۹۰۰۸
تاریخ انتشار: ۰۶ تير ۱۳۹۷ - ۱۴:۲۹
آمارِهای عجیب از سرزمین به اصطلاح رویاها!
* ایالات متحده، سرزمین تضادهای تمام‌عیار است؛ ثروت‌ها و تخصص‌های عظیم در این کشور، در تضادی شوک‌آور با شرایطی قرار دارند که شمار زیادی از شهروندانش در آن زندگی می‌کنند. حدود 40 میلیون نفر در این کشور در فقر، 18.5 میلیون نفر در فقر مفرط و 5.3 میلیون نفر در شرایط فقر مطلق زندگی می‌کنند/ *آمریکا به‌علاوه بالاترین نرخ زندانی را دارد/*کمترین نرخ مشارکت در انتخابات را دارد /*میزان ثروت 1 درصد بالای ثروتمند آمریکا به‌طور مداوم در سال‌های اخیر افزایش پیدا کرده است «....»
آرمان پرس l    «فیلیپ آلستون»، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور فقر و حقوق بشر در گزارش ماه مه خود که تقدیم شورای حقوق بشر سازمان ملل شده به نکات مهمی درباره آمارهای فقر در آمریکا و نقش سیاست‌های حکومتی در گسترش آن اشاره کرده است.

به نفل از تسنیم؛ آنچه در زیر آمده فرازهایی از گزارش سازمان ملل درباره فقر در آمریکا است.


*ایالات متحده، سرزمین تضادهای تمام‌عیار است. آمریکا یکی از ثروتمندترین جوامع دنیا و رهبر جهان در بسیاری از عرصه‌ها است و سرزمین نوآوری‌های بی‌حدوحصر در زمینه فناوری و سایر انوع نوآوری‌ها به‌شمار می‌رود.

*اما ثروت‌ها و تخصص‌های عظیم در این کشور، در تضادی شوک‌آور با شرایطی قرار دارند که شمار زیادی از شهروندانش در آن زندگی می‌کنند. حدود 40 میلیون نفر در این کشور در فقر، 18.5 میلیون نفر در فقر مفرط و 5.3 میلیون نفر در شرایط فقر مطلق زندگی می‌کنند.

*آمریکا بیشترین آمار بیکاری جوانان را میان کشورهای عضو "سازمان همکاری و توسعه اقتصادی" و بالاترین نرخ مرگ‌ومیر نوزادان را میان کشورهای عضو این سازمان دارد. شهروندانش، عمر کوتاه‌تری نسبت به ساکنان سایر دموکراسی‌های ثروتمند دارند، بیماری میان آنها بیشتر است و بیماری‌های گرمسیری قابل‌ درمان میان آنها رو به فزونی است.

*آمریکا به‌علاوه بالاترین نرخ زندانی را دارد، میان کشورهای "سازمان همکاری و توسعه اقتصادی" کمترین نرخ مشارکت در انتخابات را دارد و با بیشترین نرخ چاقی میان کشورهای توسعه‌یافته مواجه است.

* در نهایت، به‌ویژه در کشوری غنی مانند ایالات متحده دوام فقر مفرط یک انتخاب سیاسی است که توسط صاحبان قدرت اختیار می‌شود. فقر را با اراده سیاسی به‌راحتی می‌توان حذف کرد.

* شاکله جامعه آمریکا را دموکراسی تشکیل می‌دهد، اما این اصل به‌طور مداوم تضعیف می‌شود و به‌تبع آن، مشارکت سیاسی شهروندان که به‌موجب ماده 25 «معاهده بین‌المللی حقوق شهروندی و سیاسی» حقی تضمین‌شده است هم ضعیف می‌شود. اصل «یک فرد یک رأی» در عالم تئوری مصداق دارد، اما دائماً بر فاصله آن با واقعیت اضافه می‌شود.

*در یک دموکراسی، وظیفه دولت باید این باشد که با تضمین امکان شرکت تمامی شهروندان در رأی‌گیری و برابری آرای آنها با یکدیگر مشارکت سیاسی را تسهیل کند. علی‌رغم این، در ایالات متحده بیش از 6 میلیون نفر مجرم و افراد دارای سابقه جرم از این حقوق شهروندی محروم هستند. با توجه به اینکه شهروندان سیاه‌پوست کسانی هستند که رفتارهایشان عمدتاً در معرض جرم‌انگاری قرار دارد، مسئله یادشده به‌ویژه بر زندگی آنها اثرگذار است، به‌علاوه، در حال حاضر در 9 ایالت، بعد از آزادی از زندان اکتساب مجدد حق رأی به پرداخت جرایم هنگفت مشروط شده است. یکی از پیامدهای عمومی این مسئله در ایالت «آلاباما» دیده می‌شود که در آن اکثریت افراد دارای سوابق مجرمانه نمی‌توانند رأی بدهند.

* محرو‌م‌سازی‌های پنهان از حقوق شهروندی هم در آمریکا دیده می‌شود؛ از جمله مصادیق آن می‌توان به تقسیم ناعادلانه حوزه‌های انتخاباتی به‌نفع گروه‌های خاص رأی‌دهندگان، قرار دادن الزامات ساختگی و غیرضروری برای احراز هویت، دستکاری آشکار اماکن مربوط به مراکز اخذ رأی، تغییر مقر اداره وسایل نقلیه موتوری برای سخت‌تر کردن شرایط احراز هویت برای برخی گروه‌های خاص، افزایش عمومی موانع رأی‌گیری به‌خصوص برای افراد فاقد امکانات. نتیجه این وضعیت آن است که فقرا، اقلیت‌ها و گروه‌های حاشیه‌ای به‌طور منظم از حقوقشان برای رأی‌ دادن محروم می‌شوند.

* با توجه به این واقعیت‌ها، جای شگفتی ندارد که ایالات متحده از کمترین میزان مشارکت در انتخابات میان کشورهای توسعه‌یافته برخوردار است و در انتخابات سال 2016 تنها 55.7 درصد از جمعیت واجدان رأی این کشور در رأی‌گیری شرکت کردند. یکی از دلایل مشارکت پایین هم این برداشت است که نتایج انتخابات تأثیر اندکی بر زندگی مردم فقیر دارد.

* ایالات متحده میان کشورهای غربی از بالاترین نرخ نابرابری برخوردار است. 1.5 تریلیون دلار کاهش مالیات در دسامبر سال 2017 عمدتاً به‌نفع ثروتمندان تمام شد و وضعیت نابرابری را وخیم‌تر کرد.

* میزان ثروت 1 درصد بالای ثروتمند آمریکا به‌طور مداوم در سال‌های اخیر افزایش پیدا کرده است. در سال 2016، این عده صاحب 38.6 درصد از کل ثروت جامعه بود. در زمینه ثروت و درآمد سهم 90 درصد پایین جامعه ظرف 25 سال گذشته دائماً کاهش یافته است. اصلاحات مالیاتی اوضاع را بدتر کرده و تضمین خواهد کرد که ایالات متحده کماکان، نابرابرترین جامعه میان کشورهای توسعه‌یافته باقی می‌ماند.

* مدافعان وضع موجود می‌گویند که ایالات متحده سرزمین فرصت‌ها و مکانی برای تحقق رؤیای آمریکایی است که در آن فقیرترین اقشار جامعه می‌توانند خودشان را به صف غنی‌ترین‌ها برسانند. اما واقعیت‌های امروز بسیار متفاوت است. ایالات متحده اکنون در مقایسه با کشورهای ثروتمند، صاحب کمترین نرخ گردش بین‌نسلی است. در آمریکا کدپستی مناطق که اغلب بازتاب‌دهنده نژاد و ثروت است، به‌نحو غم‌انگیزی پیش‌بینی‌کننده اشتغال آینده کودک و درآمد وی است.

  • واکنش‌ها در آمریکا

«نیکی هیلی»، نماینده آمریکا در سازمان ملل گزارش سازمان ملل را «مضحک» خوانده و کشورش را «آزادترین و ثروتمندترین» کشور دنیا توصیف کرده است. او در بیانیه‌ای نوشته است: «بسیار مضحک است که سازمان ملل به بررسی فقر در ایالات متحده بپردازد».

در مقابل «برنی سندرز»، نماینده مجلس سنا در واکنش به بیانیه «هیلی» نوشته است: «امیدوارم قبول کنید در کشوری که سه ثروتمند ثروتشان بیش از نیمی از جامعه باشد، ما بایستی عملکرد بهتری داشته باشیم».

اشاره سندرز به تحقیقی است که «مرکز مطالعات سیاسی» چند ماه پیش انجام داد و به این نتیجه رسید که مجموع ثروت «بیل گیتس»، مؤسس شرکت مایکروسافت، «جف بیزوس»، مؤسس شرکت آمازون و «وارن بافت»، سرمایه‌گذار آمریکایی از مجموع دارایی‌هایی 50 درصد پایین جامعه آمریکا بیشتر است. 50 درصد پایین جامعه آمریکا 160 میلیون نفر و یا 63 میلیون خانوار آمریکایی هستند که مطابق این تحقیق ثروت خالص برخی از آنها صفر یا منفی است، در حالی که سه ثروتمند یادشده حدود 263 میلیارد دلار ثروت در اختیار دارند.

برچسب ها: سازمان ملل ، آمربکا
نام:
ایمیل:
در صورت انتشار نظر به شما ایمیل زده می شود
* نظر:
چندرسانه ای
اخبار ایران
اخبار بین الملل