کد خبر: ۷۴۳۵۷
تاریخ انتشار: ۱۲ آبان ۱۳۹۷ - ۱۱:۴۳
از محاصره و زنده‌سوزی 71 نفر از فرقه داوودیان در منطقه ویکو واقع در مرکز ایالت تگزاس آمریکا توسط دو نیروی دولتی ATF و FBI، 25 سال می‌گذرد اما سؤال این است که چه چیزی ناگفته مانده که با وجود تولیدات مستند و داستانی و مکتوب فراوان در این باره، شبکه پارامونت امسال، باز هم به سراغ این ماجرا رفته و مینی سریالی با این نام آشنا و ماندگار در حافظه تاریخی جامعه آمریکا، «ویکو (Waco)»، تولید کرده است؟ خوشبختانه کارگردان و نویسنده اصلی این سریال، اریک داودل که بیشتر با فیلم‌های اکشن و ترسناک شناخته می‌شود، برای پاسخ این سؤال خیلی به دردسرمان نمی‌اندازد و در همان قسمت اول، ماهی ظریفی که قصد صیدش را از آب گل‌آلود این ماجرا دارد، نشان‌مان می‌دهد.
«گری نوئستر» مأمور ارشد مذاکره‌کننده از نیروی FBI و قهرمان فیلم، داستان را نه از ویکو که از افتضاح آبروبَر دیگری که کمی قبل‌تر در «روبی‌ریج» اتفاق افتاده آغاز می‌کند؛ جایی که «میچ دِکِر»، فرمانده عملیاتی FBI به‌رغم اشتباه مهلک دستور شلیک زودهنگام، آن هم پس از افتضاحی که نیروی ویژه ATF بالا آورده، با یک تشویقی 10میلیون دلاری به بودجه واحد متبوعه‌اش، مورد استقبال رؤسای FBI قرار می‌گیرد.

اما نوئستر که آموزش دیده و آموزش می‌دهد تا وقایع اینچنینی را با قدرت مذاکره حل کند، از این اوضاع نگران است و شب در حین درددل با همسرش، شاید به سؤال ما درباره علت تولید سریال هم تلویحاً پاسخ می‌دهد: «موازنه قدرت در حال جابه‌جایی و انتقاله. ما در حال میلیتاریزه شدنیم. داریم تغییر می‌کنیم به سمت چیزی که من براش استخدام نشدم!...» به زبان خودمانی، مینی‌سریال پارامونت درباره مذاکره یا مواجهه نظامی است آن هم در برابر فرقه‌ای که معتقد است باید به استقبال آرماگدون یا جنگ پایانی جهان برود تا مقدمه ظهور مسیح منجی فراهم آید.

 ویکو 2018 درباره تغییر موازنه قدرت در درون دستگاه دولتی آمریکا به سمت نظامی‌گری است و نوئسترِ قهرمان که با بازی «مایکل شنون» اتفاقاً چهره استخوانی و کشیده جمهوری‌خواهان را به خود گرفته و الگو و رؤیای کودکی‌اش، «جی. ادگار هوور» -نخستین رییس FBI و گرداننده محاکمه‌های پرتنش فعالیت‌های ضدآمریکایی کمونیست‌ها در دهه 50- بوده، تلاش می‌کند، خود را به بخش ارتدکس جامعه آمریکا نزدیک و یادآوری کند که مذاکره، تنها یک تاکتیک برای رام کردن طرف مقابل است و لزوماً به معنای پذیرش آن نیست.  او در کلاس به دانشجویانش می‌آموزد با شنیدن و حرف زدن، از تنش‌ها بکاهند؛ کمی جلوتر هم در خرده‌داستان روبی‌ریج، صراحتاً استراتژی‌اش برای رسیدن به هدف را این طور خلاصه می‌کند که «اگر بهم اعتماد نکنن یکی رو پیدا می‌کنم که به اون اعتماد کنن» و عملاً نشان می‌دهد که تنها مأموریت او فیصله دادن آرام و بی‌سروصدا به ماجراست بدون آن که بتواند تضمینی درباره امتیازات و قول‌هایش بدهد. 

با این حال نوئسترِ مذاکره‌گر به نسبت دکرِ میلیتاریست، شناخت بیشتری از داوودیان دارد و به درستی به فرمانده عملیات هشدار می‌دهد که هر قدر به این فرقه بیشتر فشار بیاورند، ایمان آن‌ها بیشتر و کار، سخت‌تر می‌شود. اما در آن سوی ماجرا، فرمانده کل، «تونی پرینس» هم توجیهات خودش را دارد. او علاوه بر آن که به شدت تحت فشار بالادستی‌های خود برای تمام کردن ماجراست، باور دارد که «نمایش قدرت مهمتر از خود قدرت است» و کوتاه آمدن در برابر «دیوید کوروش» و فرقه‌اش در برابر چشم هزاران رسانه، FBI را با چالش شکست اقتدار مواجه می‌کند و سکوت نوئستر، اگر به معنای موافقت نباشد، دست‌کم به معنای نداشتن جواب هست. نوئستر، نهایتاً از عملیات کنار کشیده و باقی کار را به دکر و تانک‌های گاز او می‌سپارد تا به دولتمردان و جامعه آمریکا یادآوری کند که پایان درگیری بدون مذاکره، می‌تواند تلخ‌تر و مفتضح‌تر از چیزی باشد که فکرش را می‌کنند: همچنان متکی به آمریکا اما سرافکنده در برابر آن؛ درست مثل نوئستر در نمای پایانی حضور در دادگاه جهت شهادت.
برچسب ها: سریال ویکو
نام:
ایمیل:
در صورت انتشار نظر به شما ایمیل زده می شود
* نظر:
چندرسانه ای
اخبار بین الملل