کد خبر: ۷۵۲۸۷
تاریخ انتشار: ۱۰ آذر ۱۳۹۷ - ۱۱:۱۳
فارن افرز:
واشنگتن بایستی به حمایت از رفتارهای اشتباه و مخرب متحدانش خاتمه دهد، چرا که تنها با چنین کاری می تواند از منافع استراتژیک خود محافظت کند. ایران تنها به دلیل مداخله نظامی عربستان، در یمن نفوذ بیشتری دارد. امارات متحده عربی و سعودی ها ده ها میلیارد دلار در جنگ یمن خرج کرده اند و یمنی ها به دلیل خرابی های به بار آمده از آنها متنفرند. ایالات متحده باید از تلاش ها برای برقراری آتش‌ بس در یمن حمایت کند، چرا که در نبود یک توافق صلح یمنی ها برای نجات خود بیشتر به ایران وابسته می شوند. ممکن است توافق صلح مشکلات یمن را به یک باره حل نکند یا به قدرت منطقه ای ایران خاتمه ندهد، اما می تواند یک قدم در مسیر درست باشد.
هدف اصلی دولت دونالد ترامپ در خاورمیانه کاملا مشخص است: مقابله با ایران. رئیس جمهوری ایالات متحده و مقامات ارشد او بارها ایران را به حمایت از تروریسم و هرج و مرج در منطقه را محکوم کرده اند. ترامپ در ماه مه به جاه طلبی های منطقه ای ایران به عنوان توجیهی برای خروج ایالات متحده از توافق هسته ای حاصل شده در سال 2015 اشاره کرد و اخیرا هم مایک پومپئو، وزیر امور خارجه آمریکا هشدار داده که نظام ایران به دنبال صدور انقلاب اسلامی خود به خارج و نابودی همسایگانش است.

با این حال، در همه این هشدارها درباره تهدیدهای ایران یک مساله کلیدی نادیده گرفته می شود: اینکه در بسیاری از بازه های زمانی سیاست های ایالات متحده به جای ممانعت از جاه طلبی های منطقه ای ایران، آنها را تشدید کرده ‌اند. این مساله در هیچ جایی به اندازه یمن مشهود نیست. حمایت آمریکا از کمپین نظامی وحشیانه عربستان سعودی در این کشور، یک بحران انسانی در ابعاد گسترده ایجاد و در عین حال فرصتی برای نفوذ ایران فراهم کرده است. مداخله نظامی سبب شده که معترضان در یمن بیشتر و بیشتر به حمایت های تهران اتکا کنند و در عین حال، غیرنظامی ها را علیه ایالات متحده و شرکای آن کرده است. اگر واشنگتن می خواهد با نفوذ ایران مقابله کند، باید روندی عکس روند کنونی را پیش بگیرد، یعنی به حمایت فاجعه بار از ائتلاف تحت رهبری سعودی پایان دهد و از مذاکرات صلح حمایت کند. تشدید اقدامات نظامی تنها به افزایش نفوذ منطقه ای ایران خواهد انجامید.

ریشه های جنگ کنونی یمن به اوایل دهه 2000 و زمانی باز می گردد که حوثی ها در منطقه سعده به مخالفت علیه رژیم علی عبدالله صالح برخاستند. تظاهرات بهار عربی در سال 2011 صالح را مجبور به کناره گیری و سپردن قدرت به عبدربه منصور هادی کرد. با این حال، در پشت صحنه صالح همراه با نیروهای نظامی وفادار به خود به توطئه برای بازپس گرفتن نفوذ خود ادامه داد. حوثس ها با استفاده از هرج و مرج پیش آمده، در سال 2014 صنعا پایتخت یمن را گرفتند و سال بعد از آن کنترل بسیاری از مناطق در یمن را به دست آوردند. آنهایی که اکنون با حوثی ها مبارزه می کنند، حامیان دولت هادی، یک شاخه محلی القاعده، جدایی طلبان جنوبی و یک سری عناصر محلی هستند.

عربستان سعودی و امارات متحده عربی با نادیده گرفتن پیچیدگی های موجود، در ماه مارس 2015 وارد جنگ در یمن شدند تا هادی را به قدرت بازگردانند و با حوثی ها بجنگند. رهبران عربستان و امارات از این مساله نگران بودند که ایران همانطوری که با حزب الله در لبنان روابط نزدیکی دارد، از حوثی هم برای داشتن پایگاهی در یمن استفاده کند. آنها فکر می کردند مداخله نظامی خیلی سریع به جنگ داخلی در یمن پایان می دهد. اما سه سال از آغاز جنگی که قرار بود مداخله ای کوتاه مدت و قاطعانه باشد، گذشته و کمپین نظامی در یمن همچنان ادامه دارد. کمپین تحت فرمان عربستان بخش هایی در جنوب یمن را از کنترل حوثی ها درآورده، اما صنعا همچنان تحت کنترل آنهاست.

سیاست گذاران در عربستان سعودی، امارات متحده عربی و آمریکا دلایل خوبی برای نگرانی درباره نفوذ ایران در سراسر منطقه دارند. بشار اسد، رئیس جمهوری سوریه و نزدیک ترین متحد ایران، در برابر گروه های شورشی از جمله نیروهای تحت حمایت آمریکا و متحدانش، پیشرفت چشمگیری داشته و انتخابات اخیر در عراق و لبنان با افزایش نفوذ گروه های تحت حمایت ایران همراه بوده است.

با این حال، کاهش نفوذ ایران در منطقه و به ویژه در یمن کار چندان دشواری نیست. در حقیقت، حوثی ها و ایران در پی شرایط موجود و علیه کمپین عربستان سعودی تحت حمایت آمریکا متحد شده اند. تمرکز حوثی ها بر استقلال یمن، تفکر درباره آنها به عنوان نیروی نیابتی ایران را دشوار می کند. اما از آنجایی که کمپین تحت رهبری سعودی با هدف عقب راندن ایران در منطقه آغاز شده، ایران اکنون در یمن نفوذ زیادی به دست آورده است.

امارات متحده عربی شمار زیادی نیروی زمینی در یمن مستقر کرده و ریاض ماهانه نزدیک به 5 تا 6 میلیارد دلار در جنگ یمن هزینه می کند که خیلی بیشتر از حمایت های ایران از حوثی هاست. جنگ عربستان در یمن تاکنون حدود 10 هزار کشته بر جا گذاشته و مسدود شدن بندرهای یمن توسط سعودی ها یک فاجعه انسانی تمام عیار در این کشور به بار آورده است. قحطی و بیماری بیش از 50 هزار کودک را کشته و صدها هزار نفر نیز دچار سوء تغذیه هستند. اگرچه محاصره اندکی کاهش یافته، اما آسیب های آن همچنان باقی است و بسیاری از مردم یمن را به دشمن کشور همسایه یعنی عربستان تبدیل کرده است. این کمپین همچنین به وجهه سعودی ها در اروپا و سایر نقاط جهان آسیب شدیدی زده است.

در دوران باراک اوباما سیاست آمریکا در یمن پیچیده بود و رئیس جمهوری سابق سعی داشت در عین تلاش ها برای جلوگیری از رنجیدن متحدان، به نگرانی های بشردوستانه نیز رسیدگی کند. اما دولت کنونی به اندازه دولت قبلی محتاطانه عمل نمی کند و این مساله به ضررش تمام خواهد شد.

واشنگتن بایستی به حمایت از رفتارهای اشتباه و مخرب متحدانش خاتمه دهد، چرا که تنها با چنین کاری می تواند از منافع استراتژیک خود محافظت کند. ایران تنها به دلیل مداخله نظامی عربستان، در یمن نفوذ بیشتری دارد. امارات متحده عربی و سعودی ها ده ها میلیارد دلار در جنگ یمن خرج کرده اند و یمنی ها به دلیل خرابی های به بار آمده از آنها متنفرند. ایالات متحده باید از تلاش ها برای برقراری آتش‌ بس در یمن حمایت کند، چرا که در نبود یک توافق صلح یمنی ها برای نجات خود بیشتر به ایران وابسته می شوند. ممکن است توافق صلح مشکلات یمن را به یک باره حل نکند یا به قدرت منطقه ای ایران خاتمه ندهد، اما می تواند یک قدم در مسیر درست باشد.


برچسب ها: آمریکا
نام:
ایمیل:
در صورت انتشار نظر به شما ایمیل زده می شود
* نظر:
چندرسانه ای
اخبار بین الملل