کد خبر: ۸۰۴۸۰
تاریخ انتشار: ۰۹ خرداد ۱۳۹۸ - ۱۱:۱۹
در واقع عده بسیار اندکی از این واقعیت خبر دارند که با بیشتر یهودیان غیر اروپایی که در اسرائیل زندگی می کنند (کسانی که در اصل اهل مراکش، یمن، اتیوپی و کشورهای دیگر هستند) همچون شهروندان درجه دو یا حتی بدتر رفتار می شود.
تا پیش از این هر بار که به اسرائیل می رفتم (یا دقیق تر بگویم، از آنجا عبور می کردم) بنا به دلیلی خاص بود: برای نوشتن مطلبی درباره سرکوب بی رحمانه انتفاضه در غزه یا هبرون، برای نوشتن پیرامون جنون سرقت اراضی اطراف بیت لحم یا برای تهیه گزارش از بلندی های بدون سکنه و خوف انگیز جولان که اسرائیل بر خلاف تمام قوانین بین المللی و قطعنامه های سازمان ملل آن را به اشغال خود درآورده است. در گذشته به هر جا که بگویید سفر کرده ام: از بیمارستان شفا یا اردوگاه رفع در غزه گرفته تا جولان، مرز اردن و بیت لحم.

همیشه وارد فرودگاه بن گوریون می شدم، یک شب را در تل آویو، بیت المقدس یا حیفا می خوابیدم، با رابط هایم (دوستان چپگرایم) دیداری عجولانه می کردم و صبح به سمت «جبهه» یا به سمت یکی از «جبهه هایی که به اصطلاح «دولت یهود» چندین دهه است در «حاشیه» خود نگه داشته می رفتم.

اما این بار تصمیم گرفتم به شیوه ای کاملا متفاوت عمل کنم.

 وقتی معلوم شد که بنجامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل  خویشتنداری و شرم خود را یکجا کنار گذاشته، زمانی که روشن شد ایالات متحده منفعت جنون او را کاملا از آن خود خواهد کرد و زمانی که من متقاعد شدم که اروپا همچون اکثر کشورهای عربی مطلقا هیچ کاری در دفاع از فلسطین، سوریه یا ایران انجام نخواهند داد، من که «در همسایگی» (مصر) حضور داشتم، بلیتی به مقصد تل آویو خریداری کردم، فقط برای دیداری» 48 ساعته و فقط به یک دلیل ساده: مشاهده شهروندان اسرائیلی، حرف زدن با آنها و تلاش برای سردرآوردن از اینکه آنها چگونه و به چه می اندیشند و چه می خواهند: چه طرز نگاهشان به جهان چگونه است و به خصوص از منطقه ای که در آن زندگی می کنند، می جنگند و کشته می شوند چه برداشتی دارند.

 به این ترتیب از قاهره و از طریق امان راهی اسرائیل شدم. یک بار دیگر به مدت دو روز در یک قطار کاملا نو، مجلل و دو طبقه بین تل آویو و بیت المقدس سفر کردم. طی این مدت با افراد زیادی حرف زدم و آنها را برانگیختم تا شرایطی را که در آن زندگی می کنند توصیف کنند: بگویند از سیستم سیاسی خود و آپارتایدی که اکثر آنها با شرکت در انتخابات (هر چند که مداوما به «دمکراتیک» بودن آن اشاره می کنند) چشم هایشان را به روی آن می بندند، چه توصیفی دارند.

البته در واقع اسرائیل هر چه «دمکرات تر» باشد، از نظر رفتاری که با فلسطینیان، دیگر اعراب و در واقع کل منطقه دارد شرم آورتر عمل می کند. شهروندان اسرائیلی مرتبا به دولت هایی رای می دهند که میلیون ها نفر را در درون اردوگاه ها زندانی می کنند. آنها کسانی را انتخاب می کنند که به جنگ ها و درگیری های نظامی در کشورهای مختلف خاورمیانه دامن می زنند.

به طور طبیعی اگر شما در بیروت یا حلب زندگی کنید، به سادگی ممکن است تصور کنید که تمام این وحشت ها به دلیل  «شر و شیطانی» بودن شهروندان اسرائیلی است که رخ می دهند؛ فکر کنید که در واقع آنها مشتی سگ تشنه به خونی هستند که اربابان آمریکای شمالی شان به آنها اجازه داده اند خود را از قید و بندها رها کنند.

اما وقتی انسان با اسرائیلی ها تعامل برقرار می کند، خیلی زود – عجیب است- درمی یابد که مسئله فقط این نیست.

بیشتر اسرائیلی ها کمی سردرگم، محجوب و درون گرایند. آنها «توی خودشان» هستند. چنین به نظر می رسد که «آنها برای دنیای اطرافشان تره هم خرد نمی کنند.» تکان دهنده ترین چیز نه بی رحمی، بلکه عدم ارتباط، بی تفاوتی و خودخواهی آنهاست.

اما تمام این ها به این دلیل نیست که اکثر آنها یهودی اند، بلکه به این خاطر است که آنها اروپایی هستند.

در واقع عده بسیار اندکی از این واقعیت خبر دارند که با بیشتر یهودیان غیر اروپایی که در اسرائیل زندگی می کنند (کسانی که در اصل اهل مراکش، یمن، اتیوپی و کشورهای دیگر هستند) همچون شهروندان درجه دو یا حتی بدتر رفتار می شود.

اسرائیل یک «پست دیدبانی» اروپایی در خاورمیانه است. طرز فکر اکثر ساکنان اینجا به طور غالب اروپایی است. اگر با مردم تل آویو، حیفا حتی بیرشیبا و همچنین مناطق غیرمذهبی محلات یهودی بیت المقدس حرف بزنید، بسیار احتمال دارد که به همین نتیجه گیری برسید.

«آگاهی سیاسی» یهودیان اسرائیلی سفیدپوست و اروپایی دقیقا هم سطح اروپاییان است، یعنی چیزی نزدیک به صفر. بریتانیا شاید بیشترین پایگاه های نظامی و پست های دیدبانی در خارج از کشور را به نسبت هر کشور دیگری در جهان داشته باشد. ارتش بریتانیا در چندین «پروژه» دخیل است؛ اشغال های نظامی و تلاش برای سرنگون کردن دولت های خارجی. در این «پروژه ها» سالانه میلیون ها انسان بی گناه کشته می شوند. اما اگر به تیت مدرن یا خانه اپرای کاونت گاردن بروید یا به یکی از این کلوب های شبانه  بی شمار در لندن سری بزنید و سعی کنید با مردم پیرامون میراث خونبار کشورشان وارد گفتگو شوید، آنها به شما خواهند خندید یا یقه تان را خواهند گرفت یا اصولا نمی فهمند که دارید از چه حرف می زنید و چرا.

اگر همین کار را در فرانسه انجام دهید نیز به احتمال زیاد نتیجه مشابهی خواهید گرفت. فرانسه در پروژه های نواستعماری در آفریقا دست دارد و میلیون ها «انسان پست تر» در این روند نابود می شوند. اما چه تعداد از فرانسوی ها می دانند  و اگر بدانند چه تعداد آنها اهمیتی می دهند، حالا تلاش برای متوقف کردن آن بماند. به جلیقه زردها نگاه کنید: چه تعداد از آنها طالب عدالت برای نومستعمرات فرانسه می شوند؟

طرز فکر اسرائیلی ها نیز شباهت بسیار زیادی به این طرز فکرها دارد.

تل آویو بزرگ ترین شهر اسرائیل را در نظر بگیرید: این شهر یکی از ثروتمندترین مکان های روی زمین است، با زیرساخت هایی بهتر از زیرساخت ها در آمریکای شمالی یا بریتانیا ، با نهادهای فرهنگی همچون موزه هنرهای مدرن، شاهکاری ساخته دست پرستون اسکات کوهن معمار. مناطق سبز در تل آویو و فضاهای عمومی همگی این شهر را در تراز بهترین شهرهای جهان قرار می دهند.

اما برای چه کسانی؟ و به چه بهایی برای مردمان منطقه که به بردگی کشیده شده، تبعید شده و مورد بهره کشی واقع شده اند؟

این صحنه برایتان آشنا به نظر می آید؟ مثل تمام موزه ها، کلیساها، پارک ها، بیمارستان های دولتی، دانشگاه هایی که اروپا بر استخوان ها، بر اجساد و فلاکت مردمان کنگو، اندونزی، هند و دیگر مردمان بنا شده اند. همگی به نفع اروپاییان، اما به بهای کار بردگانی از «دیگران» و نیز منابع به یغما برده شده «دیگران.»

مشابه همین حرف ها را در مادرید، بروکسل، برلین، پاریس، آمستردام، لیسبون یا لندن هم بزنید. احتمال اینکه کسی حرف هایتان را درک کند بسیار اندک است. حتی این احتمال وجود دارد که با شما درگیر شوند، شما را از تاکسی یا از میخانه بیرون بیندازند، به شما توهین کنند یا حتی به طور فیزیکی مورد حمله قرار دهند (مثلا یک بار این اتفاق برای خود من درلندن رخ داد.)

در این باره در حیفا یا تل آویو هم حرف بزنید نتیجه مشابهی را خواهید دید، شاید کمی ملایم تر (در اسرائیل تعداد مردمان خود انتقادگر به نسبت اروپا بیشتر است) اما کسانی که ممکن است با شما مخالفت کنند می تواند به شدت ناخوشایند و گاه حتی خشونت بار باشد.

سپس وقتی از تمام جرو بحث ها و گفتگوها خسته شدند، تقریبا بی هیچ شکی پای مسئله هولوکاست به میان کشیده خواهد شد. و هولوکاست یکی از آن کلماتی است که وقتی ادا می شود، صرفا با هدف خاتمه دادن به تمام بحث ها و انتقادها از اسرائیل ادا می شود. این کلمه مثل یک گذرواژه برای خفه کردن هر کسی است.

آنگاه هولوکاست به مهاجرت یهودیان از اروپا به خاورمیانه بعد از خاتمه جنگ جهانی دوم ربط داده خواهد شد و چنین جمله ای که خواهید شنید: «میلیون ها یهودی کشته شدند، بنابراین آنها حق نقل مکان کردن یا نقل مکان داده شدن به خاورمیانه را داشتند.»

این مدرکی غریب و قدرتمند از این است که جامعه غربی نیز مثل جامعه اسرائیل از نظر فکری چگونه فرمانبردار و «جبون» شده اند.

اشاره به هولوکاست نباید «ختم کلام» باشد: اینجا دقیقا همان جایی است که بحث باید از آن شروع شود! هولوکاست را اروپاییان (آلمانی ها، اما به همراه چند متحد این کشور) علیه یهودیان، روم و کمونیست ها مرتکب شدند. میلیون ها نفر  به مرگی شقاوت بار و خوفناک که به تصور درنمی آید کشته شدند.

اما بعد؟

به یک شیوه بدبینانه و شرورانه از نوع رفتارهای استعماری بریتانیایی، به مرتکبان این جنایات پاداش داده شد و بعد قربانیان جدیدی خلق شدند.

آلمان به طور کامل بازسازی شد در حالی که فلسطینیان (که از نظر انگلیسی اصولا انسان تلقی نمی شوند)  به عنوان کسانی که قرار بود بهای جنایات اروپایی را بپردازند انتخاب شدند.

چرا کل منطقه باواریا را به عنوان پاداش به یهودیان ندادند؟ این منطقه زادگاه هیتلر بود. طرفداران اولیه او در همین منطقه زندگی می کردند. باواریا جایی بود که قتل های رعب آوری در آن صورت گرفت.

باواریا، آلمان، اروپای مرکزی جایی است که میلیون ها یهودی، پیش از آنکه جنون نازی ها آغاز شود، آنجا را خانه خود می دانستند. برای مثال بزرگ ترین نویسنده قرن بیستم فرانتس کافکا  غالبا خود را یک چک با منشا یهودی توصیف می کرد که به زبان آلمانی می نوشت.

من چیزهایی را که در اسرائیل دیدم و شنیدم دوست ندارم. همانطور که چیزهایی را که در آمستردام، هامبورگ، پاریس یا مادرید را می بینم و می شنوم دوست ندارم؛ همان حق به جانبی، ریاکاری، تفرعن و بی رحمی:«برو پی کارت وگرنه قلم پاهایت را خرد می کنیم. ما می توانیم شهرهایتان را بمباران کنیم، زمین هایتان را بدزدیم، ولی تو به ما شلیک کردی، پس ما جوری شما را بمباران خواهیم کرد که به عصر حجر برگردید. چرا؟ ساده است، چون می توانیم، چون ما بخشی از آن جهان قدرقدرت غرب هستیم. چون تو می دانی که ما چه خواهیم کرد اگر خیال دفاع کردن از خودت به سرت بزند! چون تو با ترس و وحشت مجبور به تسلیم و اطاعت کردن هستی. و بالاتر از همه چون مردم ما تنها مردمی هستند که اهمیت دارند.»

بله، مستعمرات به همین شکل است که کنترل می شوند، ابتدا از سوی اروپاییان و بعد توسط ایالات متحده. اسرائیل نیز این را یاد گرفته، خیلی سریع هم یاد گرفته است. آنها قومی هستند که به سرعت خود را از قربانی شده به قربانی کننده تبدیل کردند.

قوانین هر کشوری در این مورد روشن است: فقط به این دلیل که تعداد زیادی از اعضای خانواده و اقوام تو با بی رحمی به قتل رسیده اند، این  حق را پیدا نمی کنی که دست به کار کتک کاری، سرقت و کشتن گروه هایی به کلی متفاوت از مردم شوی.

تنها به این دلیل که قربانی نژادپرستی شده ای، رفتار استعمارگرانه تو را نسبت به دیگران توجیه نمی کند.

بله، مثل همیشه من از دیدن زیرساخت های اسرائیل تحت تاثیر قرار گرفتم، اما نه برای استفاده کسانی که سزاوار آن هستند. آفریقای جنوبی در دوران آپارتاید بزرگ ترین بزرگراه های جهان را احداث کرد؛ برای سفیدپوستان. دیگران مجبور به زندگی در زاغه ها بودند. اسرائیل نیز دقیقا همان کار را می کند.

برای بدتر شدن اوضاع، نخست وزیر اسرائیل همچون یک جنایتکار جنگی رفتار می کند. آنگاه مردم خودش انگار که بخواهند به او پاداش دهند، بار دیگر او را انتخاب کرده اند.

من به گناه جمعی باور دارم. بی تفاوتی مردمی که سرقت و قتلی را که به نام و از طرف آنها انجام می شود برمی تابند، خود به جنایتی ترسناک تبدیل می شود.

برای قرن های ترسناک و طولانی، یهودیان از سوی اروپاییان نژادپرست و فناتیک مورد شکنجه، تحقیر و کشته شدن قرار گرفتند. اکنون یهودیان اسرائیلی با منشا اروپایی، به جای پیوستن به بین المللی گرایی و نیروهای مترقی، هویت خود را عوض کرده اند و قاطعانه به صف سرکوبگران امپریالیستی پیوسته اند. آنها به شکنجه گران سابق خود پیوسته اند.

اکنون آنها نه به دلیل یهودی بودن، بلکه به این دلیل که اروپایی هستند جنایت هایی را علیه بشریت مرتکب می شوند.

نویسنده: آندره ولچک (Andre Vltchek) فیلسوف، داستان نویس، فیلمساز و روزنامه نگار تحقیقی

منبع:http://yon.ir/SMsVl


برچسب ها: تل آویو
نام:
ایمیل:
در صورت انتشار نظر به شما ایمیل زده می شود
* نظر:
چندرسانه ای
اخبار بین الملل