کد خبر: ۸۲۹۷۱
تاریخ انتشار: ۱۵ شهريور ۱۳۹۸ - ۲۳:۲۳
استرتفور بررسی کرد:
اسرائیل سالهاست که بدون روشن کردن جرقه یک جنگ بزرگ، اهداف مرتبط با ایران را در خاک سوریه هدف قرار داده است. اکنون یک سری حوادث خشونت آمیز در سایت های مرتبط با ایران در عراق گمانه زنی هایی را درباره احتمال حمله اسرائیل به این کشور در پی داشته است. اما اگر اسرائیل در حال گسترش جبهه ضدایرانی خود به سمت عراق باشد، با مشکلات منحصر به فردی مواجه خواهد شد چرا که عراق صحنه تئاتری با مخاطراتی متفاوت از سوریه است. هرگونه اقدام اسرائیل در عراق با مخاطرات زیادی همراه است چرا که می تواند به جرقه ای برای یک جنگ منطقه ای تبدیل شود. از بین بردن یک هدف با ارزش بالا چه با تلفات غیرنظامی همراه باشد یا صرفا خشم مردم عراق را علیه اسرائیل یا ایالات متحده برانگیزد، مساله ای است که می تواند به حملات علیه نیروها یا دارایی های آمریکایی در عراق بینجامد، عراق را بی ثبات کند و احتمالا واکنش ایالات متحده را با یک جنگ منطقه ای برانگیزد. اسرائیل توانسته است بخش عمده استراتژی ضدایرانی خود در سوریه را بدون تبدیل آن به یک درگیری بزرگ انجام دهد، اما اگر بخواهد کمپین مشابهی را در عراق آغاز کند احتمالا با یک سری مخاطرات جدید و منحصر به فرد در عراق مواجه خواهد شد.
این مطلب صرفا جهت اطلاع نخبگان بازنشر شده است و الزاما مورد تایید نمی‌باشد

درباره 4 انفجار در سایت های مرتبط با ایران در عراق گمانه زنی های زیادی وجود دارد، اما برای هیچ یک از آنها شواهد مستدلی در دست نیست. مقامات هنوز درباره اینکه انفجارها عمدی بوده اند یا نه به طور رسمی اظهار نظر نکرده اند، اما شواهد نشان می دهد که یا مساله خرابکاری بوده یا حملات هوایی و اگر چنین باشد، اسرائیل در صدر فهرست مسئولان احتمالی قرار دارد. این مساله به گمانه زنی ها درباره این مساله منجر می شود که اسرائیل احتمالا در جهت گسترش کمپین ضد ایرانی خود از سوریه به عراق به عنوان بخشی از استراتژی منطقه ای خود در مواجهه با تهدید جمهوری اسلامی، فعالیت می کند. اما اگر اسرائیل قصد داشته باشد که جنگ را به نزدیکی مرزهای ایران بکشاند و کمپین خود را در داخل عراق بگستراند، به زودی در خواهد یافت که عراق به مراتب بیشتر از سوریه مستعد جنگ است و این شرایط می تواند برای متحد آمریکایی اسرائیل و صلح منطقه مخاطرات زیادی در پی داشته باشد.

یک پرونده حل نشده

اول لازم است اتفاقات به طور جداگانه بررسی شوند. 19 ژوئیه انفجاری در پایگاه یگان های بسیج مردمی در نزدیکی آمرلی در استان صلاح الدین در شمال بغداد رخ داد که برخی منابع محلی ایالات متحده و اسرائیل را در آن مقصر دانستند. چند روز بعد، گزارش هایی درباره انفجار در دیگر پایگاه های حشدالشعبی در اردوگاه اشرف در نزدیکی مرز ایران منتشر شد و بعد از آن در 12 اوت انفجاری در انبار مهمات مرتبط با حشدالشعبی در جنوب بغداد در نزدیکی پایگاه نظامی الصقر رخ داد. اخیرا هم در 20 ماه اوت چندین انفجار در انبارهای تسلیحاتی در نزدیکی پایگاه هوایی بلد عراق واقع در 80 کیلومتری شمال بغداد رخ داده که آنها نیز سایت های مرتبط با حشدالشعبی به شمار می روند. عکس های ماهواره ای که بعدتر تهیه شدند نشان می دهند که همه این انفجارها آسیب های شدیدی ایجاد کرده اند و برخی گزارش ها حتی از تخریب پایگاه مربوطه حکایت دارند. دولت عراق در تعیین مقصر این حملات تردید نشان داده، اما اعلام کرده که حمله هواپیماهای بدون سرنشین عامل انفجار 12 اوت بودند و همین مساله سبب شد که عادل عبدالمهدی، نخست وزیر عراق، به تیراندازی و انهدام هر گونه هواپیما یا وسیله هوانوردی که سعی در انجام حمله دیگری را داشته باشد، تهدید کند.

اگر شواهد اثبات کنند که انفجارها اتفاقی نبوده اند، به احتمال زیاد توجه ها به اسرائیل جلب خواهند شد به این دلیل که به طور عمده انگیزه، ابزار و فرصت انجام چنین حملاتی را دارد. هر یک از این سایت ها به نوعی با موشک های بالستیک یا دیگر موشک های ایران مرتبط بوده اند و اولین گزارش ها درباره وجود آنها در عراق در سال 2018 توسط رویترز منتشر شد. برای نمونه، انفجار 12 اوت در یک انبار مرتبط با شبه نظامیان سید الشهدا رخ داد که با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران و سازمان بدر در عراق که متحد ایران است، ارتباط نزدیکی دارد.

اسرائیل از نظر نظامی انگیزه قوی برای حمله به سایت های این چنینی دارد. پس از حملات مکرر اسرائیل به تجهیزات نظامی ایران در سوریه، این کشور درصدد انتقال بخشی از دارایی های خود به عراق برآمده است. ایران که به دنبال افزایش نفوذ خود در عراق است، می خواهد جبهه جدیدی را برای جلوگیری از حملات اسرائیل علیه دارایی های خود ایجاد کند. اسرائیل هم به نوبه خود سعی دارد با اقدامات تهاجمی از ایجاد یک جبهه مقاومتی در صحنه نمایشی جدید و مجزا از حزب الله لبنان ممانعت کند.

اما جدای از انگیزه های نظامی، اسرائیل برای این حملات انگیزه سیاسی نیز دارد: حزب لیکود، حزب حاکم در اسرائیل، از سپتامبر 2018 مطابق هشدارهای بنیامین نتانیاهو پیش رفته چرا که اقدامات در عراق بخشی از تلاش های حزب لیکود برای به دست آوردن آراء ملی گرایان بوده است. در انتخابات 17 سپتامبر رقابت به شدت نزدیک است و حزب لیکود به هر رایی که بتواند به دست آورد، نیاز دارد.

اسرائیل همچنین از ابزار لازم برای انجام چنین حملاتی برخوردار است. دستگاه اطلاعاتی اسرائیل توانایی بررسی و زیر نظر گرفتن اهداف یا انجام خرابکاری در خاک عراق را دارد و نیروی هوایی اسرائیل هم به فناوری پیشرفته مجهز است و پیشتر توانایی های خود را در حمله علیه نیروهای ایرانی در سوریه به نمایش گذاشته است.

نهایتا اینکه اسرائیل از فرصت کافی برای چنین حملاتی برخوردار بوده است. اسرائیلی ها هم از همان هواپیماها و پهپادهایی استفاده می کنند که توسط آمریکایی ها به پرواز در می آیند و همین مساله ردیابی حملات تا دخالت مستقیم اسرائیل را دشوارتر می کنند. این امر به ویژه به دلیل ادامه مشارکت فعالانه آمریکایی ها در عملیات در عراق علیه بازمانده های داعش، برای اسرائیلی ها مفید است. حتی اگر عراقی ها بتوانند هواپیماهای اسرائیلی را در میان شمار بالای هواپیماهای مشابه ایالات متحده شناسایی کنند، باز هم پدافند هوایی یا نیروی هوایی قادر به مقابله با آنها را ندارند. این یک تفاوت عمده برای اسرائیل در مقایسه با سوریه است که به پدافند هوایی روسی مجهز است. بک مساله دیگر که فرصت اسرائیل را برای عملیات در عراق به فرصتی طلایی تبدیل می کند این است که عملیات ایران در عراق در مراحل اولیه است و اسرائیل با حمله به تاسیسات ایرانی در این مرحله، بخت بیشتری برای آسیب رساندن به ایران دارد.

اگر اسرائیل قصد داشته باشد عملیات ضدایرانی خود را به عراق گسترش دهد، این مساله برای عراق، ایالات متحده، ایران و اسرائیل پیامدهای قابل توجهی خواهد داشت. 

آشوب داخلی در عراق

برای عراقی ها، اقدام اسرائیل در کشاندن درگیری به خاک این کشور با یک سری مشکلات سیاسی داخلی همراه خواهد شد که بر روابط خارجی عراق تاثیر قابل توجهی خواهد داشت؛ به ویژه اینکه بیشتر عراقی ها نمی خواهند شاهد تبدیل شدن کشورشان به صحنه یک جنگ نیابتی میان ایران، اسرائیل و ایالات متحده باشند. در چنین سناریویی، عراقی ها از طیق های مختلف سیاسی از جمله ملی گراهایی همانند مقتدی صدر و بازیگران طرفدار ایران همانند هادی العامری از هنگ بدر گرفته تا سیاستمداران و تظاهرات کنندگان مخالفان ایران همانند عناصر فعال در جنبش اعتراض آمیز بصره و احزاب سیاسی سنی، همگی فشار خود را بر عبدالمهدی افزایش خواهند داد تا از نقض حاکمیت ملی خود ممانعت کنند. 

قطعا چنین اعمال فشاری به آشفتگی در نظام سیاسی عراق خواهد انجامید و یک سریمشکلات دیپلماتیک برای بغداد و دو پایتخت متحد آن یعنی واشنگتن و تهران در پی خواهد داشت. برخی در صدد مجازات ایالات متحده بر خواهند آمد چرا که عراق نمی تواند به طور مستقیم اقدامات اسرائیل را تلافی کند و این مساله روابط امنیتی آمریکا و عراق را پیچیده می کند و دارایی های ایالات متحده در عراق را به خطر می اندازد. احتمال واکنش خشونت آمیز از سوی حشدالشعبی که دارایی های آن در حملات هوایی یا هواپیماهای بدون سرنشین هدف گرفته شده، نیروهای ایرانی در عراق و یا حتی معترضین غیر سیاسی وجود دارد. در نتیجه، شرکت ها و دارایی های وابسته به ایالات متحده احتمالا با خشم مخالفان ایالات متحده نیروهای ضد اسرائیلی در داخل عراق مواجه خواهند شد.

و اگرچه ایالات متحده هدف آشکار نیروهای طرفدار ایران در عراق خواهد بود، اما سایر کشورهایی که به اسرائیل نزدیک می شوند مانند عربستان سعودی، امارات متحده عربی و بحرین نیز در معرض خطر قرار خواهند گرفت. تظاهرکنندگان عراقی در ماه ژوئن و پس از آنکه وزیر امور خارجه بحرین آشکارا ایده عادی سازی روابط با اسرائیل را مطرح کرد، به سفارت بحرین در بغداد حمله کردند. بدین ترتیب، سفارتخانه ها و دارایی های مرتبط با کشورهای نام برده همگی می توانند به اهدافی بالقوه تبدیل شوند. چنین خشمی همچنین می تواند سرنوشت پروژه هایی مانند ساخت یک استادیوم بزرگ جدید در عراق توسط عربستان سعودی را تغییر دهد.

اگر عراقی ها علیه ایران شوند

جناح های دیگری هم هستند که ایران را در این آشوب مقصر خواهند دانست و بغداد را در رابطه با روابطش با تهران تحت فشار خواهند گذاشت. همین حالا هم نیروهای حشدالشعبی تحت حمایت ایران با ناخشنودی بیشتر جناح های ملی گرا، سنی و ضد ایرانی مواجه هستند. به رغم تلاش های مکرر دولت عراق برای ادغام حشدالشعبی در نیروهای نظامی عراق، این نیروها همچنان در برابر کنترل دولت مقاومت می کنند و همین مساله بسیاری از عراقی هایی را که نگران قدرت آنها هستند، نگران کرده است. احتمالا برخی از شهروندان عراق روابط نزدیک حشدالشعبی با ایران و خودداری این گروه از پیوستن به ارتش عراق را دلیلی برای حملات اسرائیلی می دانند. این مساله به تنش های داخلی در عراق دامن می زند و بر توانایی این کشور در اجرای عملیات علیه گروه هایی همچون داعش تاثیر منفی می گذارد و همچنین به روابط بین بغداد و تهران آسیب می رساند.

اگر نیرو های اسرائیلی بخواهند یک کمپین پایدار علیه دارایی های ایرانی مستقر در عراق آغاز کنند، هزینه های چنین اتفاقی برای ایران خیلی فراتر از از دست دادن نیروهای تحت حمایت و ماموریت در کشور همسایه غربی خواهد بود. اول اینکه چنین اتفاقی اعتبار استراتژی منطقه ای ایران در اتحاد با گروه هایی در منطقه جدای از حزب الله به عنوان اقدامی بازدارنده در برابر اسرائیل را زیر سوال می برد. این مساله یک سری عواقبی در داخل ایران خواهد داشت و نیروهای قدس سپاه پاسداران اگر نتوانند در مقاومت در برابر اسرائیل نتیجه ای که وعده داده بودند را تحقق بخشند، با چالش هایی مواجه خواهند شد.

به علاوه، چشم انداز تشدید اختلافات با ایالات متحده هم برای ایران وجود دارد. اگر خشم عراقی ها از اسرائیل به اندازه ای افزایش یابد که محرک حمله به نیروهای آمریکایی یا دارایی ها آن شود، آنگاه اقدامات تلافی جویانه ممکن است ایران را نیز به سمت درگیری نیابتی بکشاند و این مساله احتمال وقوع یک جنگ تمام عیار را افزایش می دهد. از آنجایی که ایران بر همه گروه های تحت حمایت خود در عراق کنترل کامل ندارد و بسیاری از این گروه ها دستورکارهای مختص خود را دنبال می کنند، خطر جنگ به ویژه در صورتی که حملات اسرائیلی به تلفات غیرنظامی ها در عراق بینجامد یا تاسیسات حساسی ورای تاسیسات متعلق به حشدالشعبی را هدف بگیرد، بسیار بالا خواهد بود. حتی اگر یک جنگ منطقه ای آغاز نشود، باز هم این احتمال وجود دارد که ایران در یک جنگ نیابتی با اسرائیل در عراق درگیر شود.

مشکلات پیش روی اسرائیل

سرانجام، برای اسرائیل گسترش موفقیت آمیز جبهه جنگ به عراق به معنای تقویت استراتژی ضد ایرانی خواهد بود؛ به ویژه اینکه اسرائیل در حال حاضر از پشتیبانی کامل کاخ سفید برخوردار است. این احتمال وجود دارد که اسرائیل به اقداماتی بی محاباتر علیه ایران ورای عراق ترغیب شود. یکی از گزینه های محتمل عملیات اطلاعاتی در یمن است؛ جایی که حوثی ها مطابق استراتژی منطقه ای ایران فعالیت می کنند. نگرانی اسرائیل درباره یمن این است که حوثی ها بتوانند مانع از حمل و نقل اسرائیلی از باب المندب، آبراهه بین یمن و جیبوتی شوند. ارتباط نزدیک بین حوثی ها و ایرانی ها و همچنین تمایل به ایجاد روابط با عربستان سعودی و امارات متحده عربی که مخالف حوثی ها هستند، اسرائیل را بر آن داشته تا به اشتراک گذاری اطلاعات در یمن را با ائتلاف به رهبری عربستان گسترش دهد.

با این حال، هرگونه اقدام اسرائیل در عراق با مخاطرات زیادی همراه است چرا که می تواند به جرقه ای برای یک جنگ منطقه ای تبدیل شود. از بین بردن یک هدف با ارزش بالا چه با تلفات غیرنظامی همراه باشد یا صرفا خشم مردم عراق را علیه اسرائیل یا ایالات متحده برانگیزد، مساله ای است که می تواند به حملات علیه نیروها یا دارایی های آمریکایی در عراق بینجامد، عراق را بی ثبات کند و احتمالا واکنش ایالات متحده را با یک جنگ منطقه ای برانگیزد. اسرائیل توانسته است بخش عمده استراتژی ضدایرانی خود در سوریه را بدون تبدیل آن به یک درگیری بزرگ انجام دهد، اما اگر بخواهد کمپین مشابهی را در عراق آغاز کند احتمالا با یک سری مخاطرات جدید و منحصر به فرد در عراق مواجه خواهد شد.


برچسب ها: استرتفور
نام:
ایمیل:
در صورت انتشار نظر به شما ایمیل زده می شود
* نظر:
چندرسانه ای
اخبار بین الملل